مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
540
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
شدى ؟ پرسيد : راه فرار كجاست ؟ گفت : عمل به طاعت خداوند و گوشهگيرى از جهان . گفت : وقتى چنان كردم چه خواهد شد ؟ گفت : ملكى جاودانه كه هرگز زوال ندارد و نشستنگهى كه هرگز از آنجا بيرونت نخواهند برد و زندگانى بىمرگ . گفت : هنگام سحر به در اتاق من بيا و بكوب . آن مرد در آن هنگام آمد و ديد كه وى خويش را شستشو داده و آمادهء سفر است [ 1 ] . و به همراه او به گردش پرداخت تا آنگاه كه زندگى هر دو به سر رسيد و عدى بن زيد در قصيدهاى طولانى از او ياد كرده و مىگويد : اى كه روزگار را سرزنش مىكنى و دشنام مىدهى آيا خود تمام و مبرا هستى ؟ / يا اينكه از روزگارت پيمانى استوار به دست است ، يا خود نادانى مغرورى ؟ / كه را ديدى كه مرگ او را جاودانگى بخشيده باشد و كيست كه از ستم مرگ پناهگاهى داشته ؟ / كجاست خسرو ، خسرو انوشروان و پيش از او ، شاپور ، كجاست ؟ / و كجايند بنو اصفر پادشاهان نژادهء روم كه يادى ازيشان باقى نمانده ؟ / و كجاست خداوند حضر [ 2 ] آنگاه كه حضر را مىساخت ، آنگاه كه دجله و خابور [ 3 ] به دو باژ مىگزاردند . / آنجا را از مرمر برآورده بود و به ساروج اندوده بود كه مرغان برفرازش آشيانهها داشتند . / حوادث روزگار او را مجال نداد / و اينك پادشاهيش بر باد و كاخش ويرانهاى است . / و خداوند خورنق كه يك روز ، چون از فراز قصرش مىنگريست به انديشه فرو رفت . و رستگارى را انديشهاى بايد . / از حالت خويش شادمانى به دو دست داد ، از مال فراوان و درياى گسترده و سدير [ 4 ] / پس دلش هشيار شد و با خويش گفت : رشك بردن بر زندهاى كه روى در مرگ دارد ، چه خواهد بودن ؟ / آنگاه ، اين همگان را ، از پس رستگارى و فرمانروايى و ناز و نعمت گورها در خود نهان كرد / و زان پس آن چنان گشتند كه گويى برگهايى خشك و پژمردهاند كه باد صبا و دبور ايشان را بدين سوى و آن سوى مىبرد . [ 5 ] سپس منذر بن نعمان پادشاه شد و مادرش را از نظر زيبايى و جمالى كه داشت ،
--> [ 1 ] عبارت متن چنين است : « فاذا هو قد صب على نفسه استياحا . . . » [ 2 ، 3 ] شهرى در نزديكى تكريت و خابور رودخانهاى است در ميان رأس عين و فرات . [ 4 ] سدير رودخانه يا قصرى است ، رك : حواشى احمد شاكر بر الشعر و الشعراء ، ص 177 . [ 5 ] در ترتيب ابيات اين قصيده ، اغانى ابو الفرج چاپ دار الكتب ، ج 2 ، ص 9 - 138 و كتاب الشعر و الشعراء ، ابن قتيبه ، چاپ احمد محمد شاكر ، قاهره 1364 ، ص 176 نظم و پيوستگى بيشترى داشت . از اين روى در ترجمه آن ترتيب رعايت شد . شمارهء ابيات در الشعر و الشعراء دوازده بيت و در متن ما و كتاب اغانى سيزده بيت بود .