مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
54
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
مطلبى نقل مىكند [ 1 ] به انكار و ردّ آن نمىپردازد يا مسئلهء ايمان ابو طالب را وقتى نقل مىكند در برابر آن استدلال مخالفى عرضه نمىدارد . [ 2 ] آنچه مسلم است اين است كه وى در تفكّر كلامى خويش ضدّ جبريگرى است و اين خود يكى از نشانههايى است كه او را به قلمرو تفكّر شيعى نزديك مىكند ، امّا از آنجا كه اصطلاح روافض را به كار مىبرد [ 3 ] ، او را نمىتوان شيعهء اصطلاحى دانست ، زيرا كلمهء رافضى و روافض مفهومى منفى به همراه خود دارد و عنوانى است كه مخالفان شيعه به شيعه دادهاند [ 4 ] و مؤلف نيز خود بدين نكته وقوف داشته و تصريح دارد . [ 5 ] قابل يادآورى است كه او با همه مخالفتى كه با انديشهء جبر دارد ، به هيچ وجه با معتزله ميانهء خوشى ندارد و غالبا به نقد آراى ايشان مىپردازد . [ 6 ] بنابر اين نمىتوان او را - آن گونه كه مرحوم محمد كرد على تصور كرده است - معتزلى به شمار آورد . [ 7 ] او بر روى هم در شرايط تاريخى عصر خويش خردگراست و اهل تعقّل امّا نه آزادانديشى مطلق ، بلكه در دايرهء پذيرفتن شريعت تا جايى كه مجال داشته باشد منكر عقل نيست ، و حتى در قياس با بسيارى از معاصرانش - كه غالبا دور از تعصبهاى دورههاى بعد بودهاند - او ذهنى معتدلتر و بر كنارتر از تعصّب دارد . مثلا وقتى به ياد كرد شرايع خرّمدينان مىپردازد ، مىگويد : « و از آنان كسانى را كه در سرزمينشان ، ماسبذان و مهرجانقذق ( در لرستان ) ديديم ، آنان را در كمال پاكيزگىجويى و طهارت و مردمدارى و نرمخويى يافتيم و اهل نيكى . » [ 8 ] آنچه مسلم است اين است كه مؤلف ما بيش از هر دين و مذهب و آيينى از « باطنيّه » وحشت دارد و هر جا گريزگاهى پيدا مىكند ، بديشان حملهور مىشود و آنان را اهل « تعطيل » و « الحاد » و « زندقه » و « تأويل » و دشمنى با اسلام معرّفى مىكند و معتقد است اينان از آنجا كه صراحتا نمىتوانند انكار شرايع و به ويژه اسلام كنند ، در « پردهء تأويل » بدان كار كمر بسته و برخاستهاند : « و به روزگار شاپور بود كه مانى زنديق ظهور كرد ، و آن نخستين بار بود كه زندقه در زمين آشكار شد ، جز اينكه نامهاى آن مختلف است ، و امروز روز ، « علم باطن » و « باطنيّت » خوانده مىشود . » [ 9 ]
--> [ 1 ] البدء ، ج 1 ، ص 150 . [ 2 ] همان جا ، ج 5 ، ص 6 . [ 3 ] همان جا ، ج 6 ، ص 13 . علاوه بر آن در بحث از مسئلهء مهدى ، لحنى دارد كه با عقايد شيعه تطبيق نمىكند : ج 2 ، ص 181 . [ 4 ، 5 ] در بحث از مذاهب شيعه مىگويد نام نامطلوب ايشان رافضى است . [ 6 ] در فصلى كه به بحث معتزله مىپردازد بيش و كم لحنى غير طرفدارانه دارد . [ 7 ] المقتبس ، ج 3 ، ص 320 . [ 8 ] البدء ، ج 4 ، ص 31 . [ 9 ] همان جا ، ج 3 ، ص 157 .