مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

55

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

خردگرايى مؤلف سبب شده است كه اين كتاب بر خلاف سنّت تمام كتابهايى كه در تمدّن اسلامى نوشته شده است ، مقدمه‌اى در تحميد بارى تعالى و صلوات بر پيامبر ندارد و مؤلف خطبهء خويش را ، در ستايش ايزد تعالى و درود بر پيامبر ، چندين صفحه بعد ، پس از اينكه براهينى عقلانى بر وجود خداوند اقامه كرده ، آورده است . كتاب بدين گونه آغاز مىشود : « كژروان و كژراهان از براى فريب كم‌خردان ، فراز آمده‌اند و گمشدگان طريق حق ، از رهگذر بحث در مبادى آفرينش و بنيادهاى آن ، و آنچه بازگشت و سرانجام جهان است ، به تباه كردن باورهاى مردمان كودن پرداخته‌اند ، به گونه‌اى كه مايهء فريب غافلان و حيرت هوش خردمندان است . . . » [ 1 ] و چندين صفحه در اين باب سخن مىگويد و بعد از دهها صفحه كه از استدلالها و براهين عقلى او در اثبات صانع مىگذرد ، مىگويد : « . . . پس منزّه باد آن كس كه او را آغازى نيست و پايانى نه . آغاز از اوست و پايان به سوى اوست ، ايجاد كنندهء نيروها و مددبخش مادّه‌ها و پيشتر از علّتها . . . » [ 2 ] و آنگاه مىگويد : « اين تحميدى بود كه ما مىبايد كتاب خود را بدان آغاز مىكرديم ، ولى آن را به تأخير افكنديم و در اينجا آورديم كه تناسب بيشترى داشت . » [ 3 ] با ارباب ديانات و شرايع ديگر مؤلف به كرّات از ديدارهاى خويش با ارباب شرايع ديگر ، از جمله بهافريديان ، خرّمدينان ، حرّانيان ، زردشتيان ، مسيحيان و يهوديان ياد كرده و در توصيفى كه از اين ديدارها عرضه كرده است ، هيچ گاه نكوشيده است تا آنان را محكوم كند يا به دشنام گويى در باب آنان بپردازد و با اينكه مىتوانست در هر يك از اين مجالها يك تنه به قاضى برود و يك يك آنان را محكوم كند ، امّا او به چنين فرصت‌طلبى و تعصبى هرگز ميدان نمىدهد . تقديم‌نامهء كتاب در مقدمهء كتاب پس از يادكرد احوال عصر و آشفتگى انديشه‌ها و انحرافاتى كه در زمينهء تفكّر و تعقّل روى داده و كوششهايى كه اهل فريب و جاهلان براى دور كردن مردمان از راه درست انجام مىدهند مىگويد : « و چون فلان - كه خدايش در طاعت خويش پايدار بداراد و آرزوهايش را در

--> [ 1 ] همان جا ، ج 1 ، ص 1 . [ 2 ] همان جا ، ج 1 ، ص 59 . [ 3 ] همان جا ، ج 1 ، ص 59 .