مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

535

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

گرفت - و چه بسا كه بيشتر بدان فال بد مىزدند - و گفت : زنان زنان ( نضرب نضرب ) . آنگاه وهرز گفت : هنگامى كه تير پرتاب كردم اگر به پادشاه ايشان زدم ، شما آن وقت به فنزجان [ 1 ] تيراندازى كنيد . - و فنزجان اين است كه مرد پنج تير بيفكند - [ 2 ] . و اگر تير من به خطا رفت هيچ كدام از شما تيراندازى نكنيد تا من فرمان بدهم . آنگاه كمانش را تا جايى كه ممكن بود كشيد سپس آن را رها كرد . تير آمد آن گونه كه گويى ريسمانى است و با ياقوتى كه ميان دو چشم مسروق بود برخورد كرد و آن را به اطراف پراكند و پيشانيش را شكافت و در سرش فرو رفت چندان كه از آن سوى بيرون آمد . حبشيان سست شدند و صفوفشان درهم شكست . آنگاه ايرانيان به فنزجان بر ايشان ، تيراندازى كردند و ايشان را شكست دادند و كشتند به حدى كه يك اسوار صد و يا دويست و يا سيصد تن اسير با خويش مىبرد . گويند مردى بر شتر خود سوار شد و گريخت و سه روز راه رفت بعد كه به باردان خويش نگريست تيرى در آنجا ديد و گفت : « واى بر تو آيا بعد از سه روز هم . . . » و مىپنداشت كه اين تير از فاصلهء سه روز راه به او رسيده است . يمن مدت شش سال بى هيچ منازع در تصرف وهرز بود و فتح يمن در سال چهل و يك پادشاهى انوشروان بود و پيغمبر ( ص ) در آن هنگام يك ساله يا دو ساله يا بيشتر بود . بعضى هم گفته‌اند كه اين كار به روزگار هرمز بن انوشروان اتفاق افتاده است و خداى داناتر است . و امية بن ابى الصلت [ 3 ] در اين باره گفته است : بايد همانند فرزند ذى يزن به كين خواهى برخاست ، / آنگاه كه يك چند براى دفع دشمنان به نبرد رفت و باز گرديد / پس آهنگ قيصر كرد ، آنگاه كه هنگام كوچ او فرا رسيده بود / اما آنچه را كه خواستارش بود ، در نزد او نيافت / تا آنگاه كه نزد فرزندان آزادگان ( بنو الاحرار [ 4 ] ) آمد و ايشان را واداشت / و گفت : به جان خودم سوگند كه در جنبش و حركت تندروانيد / خداوند اين گروه آزادگان را نيكى بسيار بخشد / كه در ميان مردمان ، همانند ندارند : /

--> [ 1 ] مرحوم علامهء قزوينى اين ضبط هوار را به صورت فترجان مورد انتقاد قرار داده و مىگويد : هوار ، همه جا ، الفترجان چاپ كرده است و در ترجمهء صفحهء 194 گويد : معرّب پنج‌پره است مثل دهبرج معرّب ده‌پره و مرحوم قزوينى بشدّت اين نظر هوار را رد مىكند و مىگويد امكان ندارد كه پنج‌پره فترج شود و شكى نيست كه فنزجان است و فنزج معرّب پنجه است ، رجوع شود به صحاح . يادداشت‌هاى قزوينى ، ج 10 ، ص 34 . [ 2 ] طبرى ، در حوادث سال 61 گويد : « فقال لهم ماه آفريدون بالفارسية : صكوهم بالفنجقان ، اى به خمس نشابات فى رمية بالفارسية . » ج 4 ، ص 400 ، چاپ قاهره . [ 3 ] رجوع شود به مروج الذهب ، ج 2 ، ص 84 ، و شعراء النصرانيه ، ص 230 و ابن هشام ، ج 1 ، ص 67 . [ 4 ] بنو الاحرار ، لقب ايرانيان است .