مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

536

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

سپيدچهرگان ، مرزبانان ، سختكوشان ، اسواران / شيرانى كه در غارت پرورش يافته‌اند / آنان كه از ميانهء كمانهاى بزرگى كه گويى چوبهء هودج است / تير مىافكنند ، تيرى كه زخمى را با شتاب به مرگ مىكشاند / شيرانى را بر سگان سياه ( حبشيان ) فرستادى / كه همگان را آواره و پريشان كردند / شادمان و شادخوار باش كه همه از ميان رفتند / و برد خود را به آسودگى و غرور بر دوش خويش افكن / اين صفات شريف مانند دو كاسهء شير نيست كه به آب / آميخته باشند و چون آدمى نوشيد به گونهء ادرار درآيد [ 1 ] . گويند سيف بن ذى يزن از جانب كسرى به پادشاهى آنجا تعيين شد . وهرز يار و مددكار او بود تا اينكه كشته شد و سبب كشته شدن وى اين بود كه وى از حبشيان تنى چند به خدمتكارى خويش برگزيده بود . يك روز در خلوت شكارگاه بر او حمله كردند و او را كشتند . چون وهرز درگذشت فرزندش البنجان بن وهرز به پادشاهى رسيد . سپس او نيز مرد و كسرى ، باذان را فرستاد و او در اين مقام ماند تا اينكه خداوند پيغمبر ما را مبعوث فرمود و او ايمان آورد و از پيغمبر پيروى كرد . [ پادشاهان حيره و شام ] اما ملوك حيره و شام از سبأ بودند چنان كه خداى تعالى فرموده است : « و ايشان را تار و مار و پراكنده كرديم » ( 34 : 19 ) گويند وقتى عمرو بن عامر سيل عرم را دانست گفت : « من مىدانستم كه شما پراكنده خواهيد شد . پس هر كس از شما كه همتى بلند و شترى توانا و مشك آبى تازه دارد به كاش يا كروذ برود . » وادعة بن عمرو اين كار را كرد « و هر كس كه . . . [ 2 ] به سرزمين شيث برود . » و عوف بن عمرو چنين كرد . « و هر كس از شما كه خواستار زندگانى خوش و پناهگاهى امن است به ازد يعنى مكه برود . » و خزاعه چنين كردند . « و هر كه درختان خرماى رسته در ميان گل تر خواهد كه خرما دهند خداوند را به وقت قحط و تنگى [ 3 ] ، به

--> [ 1 ] بيت آخر اين شعر گويا از نابغهء جعدى است و در نقل مصارع و ابيات اين قطعه در كتب ، اختلاف بسيار است . با اينكه بعضى از موارد ، نقل ديگران ( ابن هشام ، ج 1 ، ص 69 و شعراء النصرانيه ، ص 230 و بلعمى ، ص 1034 ) بر ضبط متن ترجيح داشت ، امانت رعايت شد و از حدود ترجمهء متن تجاوز نكرديم . [ 2 ] متن افتادگى دارد . [ 3 ] رك : كتاب التيجان ، ص 278 و بخشى ازين عبارت در حديث نيز آمده است : رك : شرح شهاب الاخبار ، ص 152 .