مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
53
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
مفهوم ظاهرى كشتى نوح شدهاند و گفتهاند منظور از كشتى نوح همان دين اوست و منظور از عمر هزار سال و پنجاه سال كم كه دربارهء او گفتهاند استمرار آيين اوست و بعضى روا داشتهاند كه منظور از بيرون آمدن شتر صالح از سنگ اين بوده باشد كه او برهان استوار و قاطعى ارائه داده است كه همگان بدان اعتراف كردهاند و اينكه آوردهاند كه آن ناقه آب چشمه را خورده است به معنى آن بوده است كه برهان قاطع او موجب ابطال همهء آراى مخالفان شده است و بعضى گفتهاند احتمال آن هست كه وى شتر خويش را در پشت صخره پنهان داشته بوده است و سپس آن را آشكار ساخته است و گروهى گفتهاند كه ناقه ( شتر ) كنايه از مرد و زنى است و گروهى ديگر گفتهاند كه ابراهيم ، آنان را كه وى را در آتش افكندند سحر كرد و تن خويش را به داروهايى آغشته كرد ، داروهايى كه آتش در آنها بىاثر بود و در اين باره داستانى از بعضى از اهل هند نقل كردهاند و آن را شبيه كار ابراهيم دانستهاند . همچنين در قصهء اصحاب الفيل كه خداى ايشان را با سنگريزه هلاك كرد ، سنگريزهاى كه پرندگان بر ايشان ريختند ، بعضى آن را بدين گونه تأويل كردهاند كه آب و هواى يمن ايشان را گرفتار و با كرد و آبله گرفتند و هلاك شدند . [ 1 ] در باب « عين القطر » كه در آيهء دوازدهم از سورهء سبا آمده است « و فرستاديم از براى او عين القطر » ( 34 : 12 ) ، گفتهاند كه اين اشارتى است به آنچه سليمان به كشف معدن آن راه برده بود ، مثل ديگر معادن ، و منظور از هدهد كه سليمان او را جست و نيافت ( 27 : 20 ) ، اشارت است به مردى و همچنين داستان مورچگان كه در آيهء « تا آنگاه كه به درّهء مورچگان درآمدند » ( 27 : 18 ) ديده مىشود ، كنايه از قومى ناتوان است كه هراس داشتند كه لشكر سليمان خطا كنند و گفتهاند كه منظور از جن و شياطينى كه در خدمت سليمان بودهاند ، مردمانى بوده است كه بسيار سركش و سخت بودند و در كارها ماهر و به امور دشوار ، سخت آشنا . [ 2 ] آيا مؤلف شيعه يا معتزلى است ؟ با توجه به اينكه در قرون اوليّهء اسلامى مفهوم تشيّع مفهومى عام بوده و هر كس را كه به نوعى محبت نسبت به آل رسول داشته يا اولويّتى براى خلافت امام على بن ابى طالب ( ع ) قايل بوده است شيعه مىخواندهاند ، اين مؤلف مىتواند در دايرهء چنان مفهومى از تشيع قرار گيرد به ويژه كه در ميان مشايخ او كسانى « اتهام » تشيع داشتهاند ، مثل خيثمهء طرابلسى . در مسئلهء ازليّت نور محمدى وقتى
--> [ 1 ] همان جا ، ج 3 ، صص 10 ، 17 ، 42 ، 55 و 187 . در باب مفهوم عين القطر مراجعه شود به بيضاوى ، انوار التنزيل ، ج 2 ، ص 257 . معمولا آن را به معدن مس گداخته و نفت و امثال آن تفسير كردهاند . [ 2 ] الحضارة الاسلامية فى القرن الرابع ، ج 1 ، ص 349 - 351 .