مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

522

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

ايشان بود و كشور پراكنده و كارها آشفته تا اينكه ماهويه ، دهقان مرو ، او را در دهكدهء زرق [ 1 ] به سال بيست و يكم پس از مرگ پيغمبر در خلافت عثمان بن عفان ( رض ) كشت و عبد الله بن عامر بن كريز در طبسين بود و بدين گونه كار شهرياران ايران پايان گرفت و خداوند دين خويش را ظاهر كرد و وعدهء خويش را به جاى آورد و در اين باره است كه ابن جهم مىگويد : و ايرانيان و روميان را ايامى است كه / اسلام از بزرگداشت [ 2 ] آن منع كرده است [ 3 ] . و مسعودى در پايان قصيدهء پارسى خويش گويد : سپرى شذ نشان خسروانا * چو كام خويش راندند در جهانا سرگذشت پادشاهان عرب و ايشان سه سرزمين داشته‌اند : عراق و شام و يمن . گويند بعد از فرود آمدن قحطان بن عابر بن شالخ بن ارفخشذ بن سام بن نوح ، يعرب بن قحطان پادشاه يمن شد و او نخستين كسى است كه به زبان تازى سخن گفت و نخستين كسى است كه فرزندش او را به « ابيت اللعن » و « انعم صباحا » سلام داد و تعظيم كرد . و دانسته نيست كه پس از وى چه كسى بوده است تا اينكه پادشاهى به حمير بن سبأ بن يشجب بن يعرب رسيد و پادشاهى همچنان در دست فرزندان او بود تا قرنها و روزگارانى گذشت و پس از پنج نسل به حارث الرائش رسيد . از جمله پادشاهان يمن تيرهء ينهب بن ايمن بن ذى ترجم بن واثل بن الغوث بن قطن بن عريب بن زهير بن هميسع بن حمير است و او كسى است كه به روزگار ضحاك ، عمالقه را از يمن بيرون راند ، چنان كه پيش از اين ياد كرديم و با افريدون مصاهرت كرد و شاعر دربارهء ايشان گفته است : من همهء پادشاهان جهان را ديدم ، در هر شهرى ، / ولى در ميان ايشان كسى به مانند حمير نيافتم .

--> [ 1 ] صحيح آن رزيق است ، رجوع شود به يادداشت صفحه 96 . [ 2 ] در متن تقحيم آمده ، ولى هوار تفخيم خوانده و بزرگداشت و ستايش ترجمه كرده ، و همين مناسبتر است . [ 3 ] اين بيت از مزدوجهء معروف على بن جهم است كه البته در ديوان او نيامده و ابيات آن در كتابهاى تاريخ پراكنده است ، مقدارى از آن را خليل مردم‌بك در ديوان على بن جهم نقل كرده ، اما اين بيت را نياورده است . رك : ديوان على بن جهم ، چاپ دمشق 1949 ، ص 157 .