مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
523
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و از آن جمله است شمر ذو الجناح كه موسى در شام به روزگار او ظاهر شد . و اين در روزگار منوچهر بود در بابل . و از آن جمله است غمدان [ ؟ ] سان ( كذا ! ) و او كسى است كه غمدان را بنا كرده است . و از آن جمله است شمر ينهعيص [ 1 ] و ذو يقرع و ذو مرابح . اما پادشاهان يمن ، آن كه بايد ياد كرده شود حارث رائش است . گويند او نخستين پادشاه يمن است كه جنگ كرده و غنيمت به چنگ آورده است و از اين روى او را رائش خواندند كه مردم را غذا و پوشاك داد و به روزگار او بود كه لقمان ( صاحب النسور ) [ 2 ] مرد و از وى شعرى نقل كردهاند كه در آن شعر محمد ( ص ) و پادشاهانى را كه پيش از وى خواهند بود ياد كرده و مىگويد : و پس از ايشان فرمانروا خواهد شد ، / مردى بزرگ و پيامبرى كه از حرام منع مىكند . / نام او احمد است و اى كاش / كه من يك سال پس از بعثت وى زنده بمانم . گويند روزگار پادشاهى وى صد و بيست و پنج سال بوده است . پس از وى ابرههء ذو المنار به پادشاهى رسيد و علت ناميدن وى بدين نام اين است كه وى به جنگ نسناسها رفت و ايشان را آورد در حالى كه چهرههاشان در سينههاشان بود . و مردم هراسان شدند . روزگار پادشاهى وى بيست و پنج سال بود . سپس هداد بن شراحيل بن عمرو بن حارث رائش - كه پدر بلقيس بود - به پادشاهى رسيد و جز اندكى درنگ نكرد و هلاك شد . سپس بلقيس پادشاه شد و چهل سال پادشاه بود و داستان او با سليمان در قرآن ياد شده است . سپس ناشر النعم پادشاه شد كه به علت انعام بسيارى كه به مردم مىداد بدين نام خوانده شد . گويند وى در جنگهاى خويش به وادى الرمل الحمارى رسيد و فرمان داد تا بتى از مس ساختند و بر آن نوشت : « پس از من هيچ رهگذارى نيست . » و روزگار پادشاهى وى هشتاد و پنج سال بود . سپس شمر بن افريقيس بن ذو المنار [ بن ] الرائش به پادشاهى رسيد و هم اوست كه به نام شمر بن رعش خوانده مىشود ، به علت لرزش و رعشهاى كه داشته است .
--> [ 1 ] شايد : يرعش ، رك : المعارف ، ابن قتيبه ، ص 629 . كلمه در نسخهء اصلى روشن نيست . [ 2 ] رجوع شود به كتاب التيجان فى ملوك حمير ، از وهب بن منبه ، روايت عبد الملك بن هشام ، چاپ حيدرآباد دكن 1347 ، ص 70 و اخبار عبيد بن شرية جرهمى ، ضميمهء همان كتاب ، ص 356 .