مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
51
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
منظم قرار نگرفته است تا ببينيم منطق مدافعان در طول تاريخ چه تحوّلاتى به خود ديده است . بىگمان در آغاز انديشه در برابر انديشه و استدلال در برابر استدلال بوده است و در اين فضا محمّد بن زكرياى رازى مخاريق انبيا را نوشت و روشنفكران اسماعيلى به مانند حميد الدين كرمانى و ابو حاتم رازى و ناصر خسرو با انديشهء خويش به پاسخ او برخاستند ، ولى بعد « برهان قاطع » اين آقايان مدافعان چيزى جز چماق تكفير نبود . البته نمكى هم از استدلالهاى كليشهاى خويش گاهى همراه با اين « برهان قاطع » مىكردهاند ، براى خالى نبودن عريضه . امّا روشنفكران مسلمان در قرن سوم و چهارم مجهّز به دانش و فلسفهء عصر خويش بودند و دفاعشان به چنان « برهان قاطعى » نيازمند نبود . به همين دليل قرن چهارم را به لحاظ نوع دفاعهايى كه از اسلام در آن شده است بايد عصر شكوفايى انديشه و تعقل مسلمين خواند . در اين عهد فيلسوف برجستهء عصر ابو الحسن عامرى نيشابورى [ 1 ] الاعلام بمناقب الاسلام را نوشت كه يكى از بهترين دفاعنامهها از اسلام است و در همين قرن مؤلف ما نيز با اين كتاب خويش بيش و كم قصد چنين دفاعى را دارد و تا جايى كه شرايط تاريخى و فرهنگى عصر او ايجاب كرده است ، به دفاعى عقلانى و مؤدّب پرداخته است و تا جايى كه توانسته است از خرافات كناره گرفته و هر جا نتوانسته است آن را به خرد خويش بپذيرد ، بر اساس يك قاعده - كه همه چيز در حوزهء قدرت الاهى امكانپذير است و به عنوان معجزهء انبيا - كوشيده است آن را توجيه كند . به همين دليل ما او را يكى از خردگرايان عصر خويش و يكى از مدافعان خردگراى انديشهء اسلامى مىدانيم . وقتى در باب در خيبر مطالبى نقل مىكند مىگويد : « اين است روايت درست و آنچه قصهپردازان مىگويند ما نمىشناسيم . » [ 2 ] مؤلف در آغاز كتاب ، كه بىهيچ خطبهاى و تحميدى آغاز مىشود ، از انحراف عقايد مردم در شناخت راه درست انديشه سخن مىگويد و از كسانى كه مايهء گمراهى مردماناند به سختى انتقاد مىكند و مىگويد : چون « فلان » - كه خداش در طاعت خويش باقى نگاه داراد ! - چنين ديد ، خواستار درستترين مقالات اهل مذاهب و انديشهها شد و مرا فرمان داد تا در اين باره كتابى فراهم آورم كه در حدّ اعتدال باشد ، پيراسته از شايبههاى تكلّف و دور از خرافات و بر ساختههاى قصّهپردازان و مجعولات اهل حديث ، آنان كه در نقل و روايت متّهم به جعل و دروغپردازىاند . و من اين فرمان او را پذيرفتم و با تتبّع در اسناد درست و آنچه در تصنيفات ديگران آمده بود كتاب را فراهم آوردم مشتمل بر ياد كرد آغاز آفرينش جهان و پايان آن و آنچه از قصص پيامبران و اخبار امم و تواريخ ملوك عرب و عجم و تاريخ خلفاست از آغاز جهان تا روزگار ما كه سال بر سيصد و پنجاه و پنج هجرى است . حق اين است كه اين كتاب در حدّ دعوى مؤلف ، با در نظر گرفتن روزگار تأليف آن ، كتابى است
--> [ 1 ] الاعلام بمناقب الاسلام ، ابو الحسن عامرى ، چاپ دكتر محمد غلاب ، قاهره . [ 2 ] البدء ، ج 4 ، ص 227 .