مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

500

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

روييده است و در اين باره اختلاف و آشفتگى آشكارا بسيار است و خداى داناتر است . گويند روزگار فرمانروايى وى چهل سال بوده است و او نخستين كسى است كه آبها را اندازه كرد . و مردم را به كار كشاورزى تشويق نمود و آرد كردن آموخت و ايشان را از سودهاى طعام و شراب آگاه كرد . گويند پس از وى زمين سيصد سال بىپادشاه ماند آنگاه كه طهمورث بن بوسكهيار بن اسكمد بن نكمد بن هوشنگ به پادشاهى رسيد و او نخستين كسى است كه پرورش دامها و استفاده از روغن و پشم و موى آنها را به مردم آموخت . هم در روزگار او بود كه مردى در هند به نام بوذاسف ظهور كرد و مردم را به آيين صابئين خواند و مردم پراكنده شدند و اديانشان مختلف شد . و ميان وى و ديوان ( شياطين ) جنگ شد و او آنها را راند و تبعيد كرد . بعضى گويند كه وى ابليس را مركب خويش ساخت و بر او لگام زد و زين بر او نهاد و بر آن سوار شد و به گردش در آفاق پرداخت و به هر كجا كه خواست رفت . بعضى از تأويل كنندگان چنين پنداشته‌اند كه معنى سوار شدن بر ابليس و لگام زدن بر او ، شكست دادن ابليس و عصيان در برابر او است از طريق فرمانبردارى از خداوند . روزگار شهريارى او سى سال بود و بعضى گويند هزار و سى سال . سپس جمشاذ [ 1 ] به شهريارى رسيد و معنى شيد پرتو و فروغ است و او جمشاذ بن خرمه [ 2 ] بن ويونكهيار بن هوشنگ فيشداذ است و از اين انسان معجزات و شگفتيهايى نقل مىكنند ، از جمله اينكه به عقيدهء ايشان وى فرمانرواى هفت اقليم بوده و بر پريان و آدميان پادشاهى داشته و او شياطين را فرمان داد تا براى وى گردونه‌اى بسازند و بر آن نشست و هر سوى در هوا به گردش پرداخت . نخستين روزى كه وى بر آن مركب نشست روز اول فروردين ماه بود و او با روشنى فروغ خويش برون آمد و آن روز را نوروز خواند . و او كسى است كه علم نجوم و پزشكى را ويژهء خويش ساخت و شيشه و آجر و نوره و گرمابه ساخت و وصفهاى ديگرى دربارهء وى مىآورند به مانند وصفهاى سليمان بن داود پيغمبر . معتقدند كه وى مستجاب الدعوه بود و از پروردگار خويش خواستار شد كه مرگ و بيمارى را از سرزمين او دور كند و خلق افزونى گرفتند تا آنگاه كه زمين بر ايشان تنگ

--> [ 1 ] در حاشيه تصحيح شده به جمشيد . [ 2 ] خرمه ( هورمگ ، بمعنى خوب رمه ) لقب جمشيد است مراجعه شود به مقالهء دكتر احمد تفضّلى در يادنامهء ژيلبرلازار با عنوان . 367 . P 1989 بن » IranianNotes « InEtudesIrano - lbertLazardParis