مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

494

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

داستان جريج عابد و او به روزگار فترت بود . گويند وى زاهدى ترسا بود و مادرى داشت كه در بسامانى و ترسايى كم از او نبود . يك بار كه او به نماز ايستاده بود مادرش نزد وى آمد و او را آواز داد و او دير پاسخ داد . مادرش گفت : « خداوند تو را گرفتار زنان روسپى گرداناد ! » و رفت . گويند زنى روسپى در شبى سرد و زمستانى و بارانى از او يارى خواست و به دير او پناه برد و خود را اندك اندك بر او عرضه داشت و به خويشتن فرا خواند تا آنگاه كه شهوت نفس بر او چيره شد و انگشتش را بر سر آتش گرفت تا او را از آنچه دلش بدان مىخواند باز دارد . چون بامداد شد آن زن از وى در آويخت و دعوى كرد كه او را آبستن كرده است . مردم درآمدند و ريسمانى در گردن او كردند و به سوى سلطان كشاندند . فرمان داد تا او را به دار آويزند و مردم او را لعنت كردند و كافر و فاسق شمردند . مادرش آمد و گفت : به خدا سوگند كه اين از نفرين من است . آنگاه آن زن را فرا خواند و دست خود را بر شكم او نهاد و گفت : پدرت كيست ؟ آن طفل از شكم مادرش گفت : فلان شبان . آنگاه جريج را از دار فرود آوردند و او را تبرئه كردند و بزرگداشت و اعزاز كردند و از پاكى دامن او آگاه شدند . او پس از آن جز به دستورى مادرش نماز نمىگزارد و هر گاه كه در حال نماز مادرش او را آواز مىداد نمازش را قطع مىكرد . وصف شل زمينگير و مجذوم و كور وهب گويد خداوند بر اين سه تن فرشته‌اى فرستاد كه ايشان را شفا بخشيد و آرزوهاشان را از مال و چارپايان برآورد . چندان كه اموال ايشان بسيار شد و افزونى يافت . سپس خداوند آن فرشته را در صورت بينوايى به سوى ايشان فرستاد تا از ايشان چيزى بخواهد و روزگار گذشته را فرا يادشان آورد . دو تن از ايشان تهيدستى و بيمارى خويش را منكر شدند و سومى اقرار كرد و گفت : آرى من شل و زمينگير بودم و خداوند مرا شفا بخشيد و تهيدست بودم توانگرم كرد و اينك به عنوان سپاس خداوند مقدارى از مال من ، از آن تو . گويند خداوند آن مال و روزى را بر او فرخنده گردانيد و اموال آن كور و مجذوم را به زمين فرو برد و آن دو را به حالت نخستينشان برگرداند . گويند آيهء « بعضى از ايشان با خداوند پيمان كرد كه اگر خداوند از كرم خويش به ما عطا فرمايد ، زكات دهيم و از بسامانان باشيم » ( 9 : 75 ) دربارهء ايشان فرود آمده است .