مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
492
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و در اين امر ، براى پندپذيران عبرتى است / و مأرب كه سيل بر ايشان جارى شد / سنگهايى كه حمير از براى ايشان بنا كرده بودند / كه چون فرود آيد آب محفوظ بماند / پس كشتزارها و تاكستانها را سيراب مىكرد / با افزونى آبها كه تقسيم مىشد / و به زودى چنان شدند كه / به اندازهء خوردن طفل شيرخوار هم آب نداشتند . [ 1 ] ياد كرد اختلافات ايشان در اين داستان گويند انبوهى درختان ايشان چندان بود كه خورشيد بر ايشان نمىتافت و هر كنيزك كه از خانه بيرون مىرفت و سبد را بر روى سرش مىنهاد به راه مىافتاد و به دست ميوه نمىچيد و از زمين نيز برنمىداشت و به راه خود مىرفت و آن سبد پر مىشد . وهب معتقد است كه خداوند دوازده پيامبر بر ايشان مبعوث كرد و ايشان همه را تكذيب كردند و رد كردند . خداوند موشهايى را با نيش و چنگال آهنين بر ايشان فرو فرستاد . چون عبد الله بن عامر چنين ديد گربهاى آورد و رها كرد و گربه گريزان شد و عبد الله دانست كه اين كار كار خداست و موشها در سدّ شكاف ايجاد كردند تا ايشان هلاك شدند . داستان حنظلهء راستگو دستهاى گويند وى در روزگار فترت بوده است و او از مردم بهراء يمن بوده است كه خداوند او را بر شهرى به نام حاخور مبعوث گردانيد و او را كشتند . خداوند پادشاهى از پادشاهان بابل را بر ايشان چيره كرد كه ايشان را كشت ، چنان كه خداوند عز و جل فرموده است : « و چون صلابت ما را احساس كردند از آن گريزان شدند ، مگريزيد ! به سوى لذتها و مساكن خويش بازگرديد » ( 21 : 12 و 13 ) تا پايان آيه . وهب معتقد است كه ايشان چون از شمشير گريزان شدند فرشتگان با شمشيرهاى آخته بر ايشان نمودار شدند و گفتند : « مگريزيد ! » تا پايان آيه . بعضى پنداشتهاند كه حنظله بر قبايلى از فرزندان قحطان ، پس از عاد و ثمود ، كه بر كنارهء چاهى به نام الرس بودند مبعوث گرديد و ايشان او را كشتند و در چاه افكندند و خداوند دشمن را بر ايشان چيره
--> [ 1 ] با اختلافاتى چند در ديوان الاعشى ، ( ص 43 ) ، آمده است ، و ترجمهء ما در چند مورد از روايتى است كه در آنجاست .