مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
482
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
خداوند خواستار آيت و نشانه شد با اينكه فرشتگان با او ، سخن گفته بودند و خداوند چنين خواست و او با همسرش اشباع دختر عمران همبستر شد و او به يحيى آبستن گرديد و همچون كرامت و رحمتى و پاكيزگيى از جانب خداوند كه پارسا بود و پيامبر چنان كه وصف شده است . گويند پادشاه مىخواست با دختر زنى از همسران خويش ازدواج كند و يحيى او را از اين كار بازداشت و آن زن كينهء او را به دل گرفت و پادشاه را شراب بسيارى داد تا در وى اثر كرد و مست شد و آنگاه دخترش را آراست و نزد پادشاه فرستاد و به دو گفت تا سر يحيى بن زكريا را نياورد با او همبستر مشو و او چنين كرد . پس خداوند بخت نصر را بر ايشان چيره كرد و بر اثر كشته شدن يحيى خون هفتاد هزار كس را ريخت و بيت المقدس را ويران كرد و اين تباهى دوم از آن دو تباهى بود . بعضى گويند خداوند انطياخوس مجوسى را بر ايشان چيره گردانيد و بخت نصر پيش از وى هلاك شده بود و بعضى گفتهاند جودر [ ز ] بن اشكبان ، يكى از ملوك الطوائف بود . ياد كرد اختلاف ايشان در اين قصه بعضى عقيده دارند كه سر يحيى را در تشتى در برابر پادشاه نهادند و او پيوسته مىگفت : اين كار بر تو روا نيست . گويند كه خون وى همچنان مىجوشيد . هر چه خاك بر آن مىريختند باز مىجوشيد تا آنگاه كه هفتاد هزار كس بر خون او كشته شد ، آنگاه باز ايستاد . گويند كه مادر يحيى و مادر عيسى با يك ديگر ديدار كردند و هر دو آبستن بودند . مادر يحيى گفت : احساس مىكنم كه كودكى كه در رحم من است براى آنچه در رحم توست سجده مىكند . بعضى گفتهاند كه يحيى سه سال از عيسى بزرگتر بود و بعضى گويند زكريا مرد و كشته نشد . داستان مريم دختر عمران و مادر عيسى خداوند عز و جل داستان او را در سورهء آل عمران ياد كرده : « هنگامى كه همسر عمران گفت : پروردگارا ! آنچه را در شكم من است ، آزاد ، نذر تو كردم » ( 3 : 34 ) . گويند كه نام وى حنّه بوده است . وى دختر فاقوز [ 1 ] بوده كه از راهبههاى بنى اسرائيل بوده است .
--> [ 1 ] در المعارف ، ص 52 : رفاقوز .