مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

438

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

فاصله بوده است و در بعضى تواريخ روايت شده‌ايم كه از طوفان تا زادن ابراهيم هزار و نهصد و هفتاد سال بوده است و روايت شده‌ايم كه فاصلهء آنها ده قرن بوده است . دانشمندان مسلمان معتقدند كه پادشاه روزگار ابراهيم نمرود جبّار صاحب قصر بابل بوده است . داستان ابراهيم در اخبار آمده است ، كه چهار تن - دو مؤمن و دو كافر - بر سراسر زمين فرمانروايى يافته‌اند و از ميان اين امت ( اسلام ) پنجمينى براى ايشان خواهد بود . نخستين آنها نمرود بن كنعان بن كوش بن حام بن نوح است و بعضى گويند نمرود بن كوش بن سيحاريب بن كنعان بن سام بن نوح ، و خداى داناتر است . دومى اژدهاق ماردوش ( دو مار ) سه دهان و شش چشم است و عرب او را ضحاك مىخواند كه همان شخص نمرود است و از اين روى ضحاك خوانده شده است كه وى هنگامى كه از شكم مادرش سقوط كرد خنديد و مادرش او را در بيابانى بىآب و گياه افكند و از آنجا كه سرنوشت بود پلنگى به شير دادن او پرداخت . بعضى گفته‌اند پستان مادرش بريده شده بود و او نمرود را به شير پلنگ پرورش داد و از اين روى نمرود ( نمر ) خوانده شد و بعضى گفته‌اند دومى بخت نصر است و اهل يمن برآنند كه وى تبّع بن ملكيكرب است . اما آن دو مؤمن ، يكى سليمان بن داود است و ايرانيان ( فرس ) برآنند كه وى جمشاد است ، و ديگرى ذو القرنين و اختلاف است كه آيا ذو القرنين همان اسكندر رومى است يا ديگرى . و شاعر دربارهء ايشان گفته است : آنان بر خاور و باختر زمين فرمانروايى كردند / و كارها را استوار داشتند و هيچ چيز را رها نكردند . و بدان كه اگر ما بخواهيم ملزم به نقل اين اخبار و داستانها - همچنان كه هست - شويم و حقيقت و كنه آن را نقل كنيم ، نيازمند آن خواهيم شد كه روايات را همگى به تفصيل بياوريم خواه آنها كه حق است و خواه آنها كه باطل و محال و مجاز است . وانگهى خواننده ، جز آنها كه ممكن است ، بر چيزى دست نخواهد يافت و مقصود از بيان چيزهايى كه جايز است و چيزهايى كه ممكن است و متوهّم است فقط چيزهايى است كه مورد اختلاف مردم است و ملحدان با آن مخالف‌اند و بر جويندگان حق و خواستاران رهنمونى پنهان مانده است و آن چيزهايى است كه در كتاب خداوند روشن و آشكارا ، آمده و براى هدايت و فايده بردن بس است . آنچه در اخبار صحيح آمده ، از نظر ايمان و پذيرش ، به منزلهء كتاب است . آنچه غير از اينها باشد از قبيل آيه‌اى مشكل يا