مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

430

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

داستان عاد نخستين و ايشان ده قبيله بوده‌اند عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح و ايشان باستانى ( قدما ) بودند با پيكرهايى ستبر و درشت و سخت نيرومند كه در ريگستان ميان عمان تا حضرموت فرود آمدند و آن سرزمين ، در آن روزگار حاصلخيزترين سرزمينهاى خداوند بود و پرچراگاه‌ترين آنها . هنگامى كه خداوند بر ايشان خشم گرفت آن را به گونهء دشتهاى سوزان و ريگزارهاى خشك درآورد و اين بدان سبب بود كه ايشان بتهايى نصب كرده بودند و آنها را مىپرستيدند . از نام آن بتهاست : صمود ، صدا ، دهنا . و ايشان علاوه بر بت‌پرستى به ستمكارى در حق مردم پرداختند و خداوند هود را بر ايشان مبعوث گردانيد و او مردى بود كه از نظر نژاد از همه ميانين‌تر بود ، و از نظر پايگاه از همه بالاتر بود . وهب گويد هود مردى بازرگان بود با چهره‌اى زيبا كه از همه آفريدگان خدا به آدم شباهت بيشترى داشت و او هود بن عبد الله بن رباح بن حاور بن عاد بن عوص بن ارم بود . هود ايشان را به پرستش خداوند يگانه فرا خواند تا از ستمكارى دست بدارند و در قرآن ، خداوند ، يادآورى او را در مورد ايشان و رجوع ايشان را به دو ياد كرده است . هنگامى كه ايشان در ايمان و پاسخ گفتن به او كندى كردند و بر خداوند عصيان كردند ، آسمان ديگر نباريد و خشكسال ايشان را به سختى واداشت ، نمايندگانى به حرم فرستادند و باران خواستند . در ميان اين دسته فرستادگان لقمان بن عاد و لقيم بن هزال و همچنين قيل بن عثر و مرثد بن سعد - كه او مسلمان بود و ايمان خويش را نهان مىداشت - بودند و مردم در آن روزگار ، هر گاه بلايى يا دشواريى بر ايشان فرود مىآمد ، براى دعا به حرم روى مىآوردند . آن دستهء فرستادگان روانه شدند تا به نزد خالوى خويش معاوية ابن بكر رسيدند و نزد او اقامت كردند و شراب مىخوردند و دو جراده ( الجرادتان ) كه دو خنياگر بودند ، براى وى آواز مىخواندند . سپس معاوية ابن بكر شعرى آماده كرد و به دو جراده سپرد تا آن را براى ايشان به آواز بخوانند و چنين بود : اى قيل ! برخيز و زمزمه كن [ 1 ] / شايد خداوند از ابر ، باران فرو ريزد / و سرزمين عاد را كه ديگر سخنى نمىگويند سيراب كند / زنان ايشان زنانى نيك بودند / و اينك شير پستانهاشان خشكيد / جانوران وحشى آشكارا بديشان حمله‌ور مىشوند / و از تير هيچ يك از عاديان هراسى ندارند / و شمايان ، در اينجا ، با آنچه خواستاريد / شب و روزتان به دلخواه .

--> [ 1 ] رك : طبرى ، چاپ قاهره ، ج 1 ، ص 153 .