مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
429
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
مردى كه كفشى را وصله مىكند ، آيا كدامين است ؟ / اما آن قوم او را بدانچه مىگفت تكذيب كردند و در شبگير / غسان مرگ و نيستى را به سوى ايشان مىبرد . / پس اهل « جوّ » را از جايگاههاى خويش فرود آوردند / و آن بنياد برافراشته را فرو ريختند و با زمين يكسان كردند [ 1 ] . گويند قبيلهء و بار بن اميم رفتند و در زمين و بار در رمل عالج سكونت گزيدند و هلاك شدند . اما ابن اسحاق بر آن است كه بنى اميم بن لاوذ بن سام بن نوح در و بار سكونت گزيدند و افزونى يافتند و عصيان كردند و از خداوند عذابى بديشان رسيد و هلاك شدند و بازماندهاى از ايشان باقى ماند كه به نام نسناس خوانده مىشوند و هر مردى از ايشان از يك طرف يك دست و يك پاى دارد و ايشان به مانند آهوان مىجهند . و و بار سرزمينى است كه هيچ انسانى از آن نمىگذرد ، چرا كه آنجا گامخوار پريان است و آنجا در گمان بعضى پر نخلترين و پر درختترين بخش زمين خداست . گويند مردى در جاهليت در عكاظ ، بر شترى مثل گوسفند سوار بود و مىگفت : كيست كه شصت دوشيزهء نابالغ را / به من بدهد تا پيشكش و بار كنم ؟ سپس شتر خويش را راند و مانند برق درخشيد و دور شد . و اعشى بنى قيس دربارهء او گويد ، و خداى داناتر است : آيا ارم و عاد را نديدى كه چگونه روزان و شبان ايشان را نابود كردند / ايشان رفتند و نابود شدند و در پى ايشان قدار نيز از ميان رفت / و پيش از ايشان مرگ ، طسم را غافلگير كرده بود / و گريز و پرهيز ايشان را از مرگ نجات نبخشيد / و بر قبيلهء جديس روزى سخت فراز آمد / و مردمان « جوّ » را نيز مرگ در ربود و زندگيشان را / نابود كرد تا از ميان رفتند / و بار نيز روزگارى از آبادى و زندگانى / برخوردار بودند و سرانجام هلاك شدند [ 2 ] . گويند ايرانيان و عرب و روم و يمنيان و نزاريان ، همه از نژاد سام بن نوحاند اما ايرانيان رشتهء نژاد و نسب خود را حفظ نكردهاند مگر آن مقدار كه از پادشاهان اين سوى و آن سوى پراكنده ياد شده است . اما اعراب ، ايشان نژاد خود را به قحطان بن عابر مىرسانند كه از فوط ، جرهم و جديل زاده شدند ، جديل منقرض شدند اما جرهم به مكه آمدند و با اسماعيل بن ابراهيم از راه مصاهرت خويشاوندى يافتند .
--> [ 1 ] رك : ديوان الاعشى ، ص 103 . [ 2 ] شعرى كه در متن آمده پريشان و مغلوط بود و افتادگى داشت كه از روى ديوان اعشى تصحيح شد و ترجمه بر اساس ديوان اعشى است . رك : ديوان الاعشى ، ص 2 - 281 .