مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

407

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

بادهاى سهمگين وزيدن گيرد و به خاطر ريزش بارانهاى بناهنگام و بسيارى زمين لرزه‌ها و افزونى بادها و ستيزهء اركان ( عناصر ) جانوران و گياهان تباه گردند . پس آب بر خشكى چيره گردد و خشكى بر آب . و آتش بر گياه و جانوران . و مزاج تركيبات تباه گردد و زمين بىآب و گياه گردد و تهى ماند تا آنگاه كه ستارگان بار ديگر ، در همان نقطه‌اى كه پراكنده شده‌اند ، از نو اجتماع كنند و در آن هنگام آغاز آفرينش دوباره خواهد بود . و افلاطن در كتاب سوفسطيقا ، به هنگام ياد كرد نفوس و احوال آنها ، بعد از جدايى از بدن ، گويد : « و نفسهاى شرير چون از تن جدا شود همچنان در زمين سرگشته و آواره خواهد ماند تا هنگام نشأة آخرت فرا رسد . » و گويد : « و در آن هنگام ستارگان از افلاك خويش فرو ريزند و به يك ديگر پيوندند و بر گرد زمين ، همچون دايره‌اى از آتش ، به گردش درآيند و آن نفوس را از ترقّى به محلّ خويش باز دارند تا زمين به گونهء زندانى از براى ايشان درآيد . » و گويد : « [ اين است ] تفسير سخن افلاطن دربارهء رستاخيز و انگيزش مردمان و نشأة آخرت . و همچنين است راى ارسطاطاليس دربارهء بقاى آنچه فراتر از فلك قمر است و اينكه در آنجا استحاله امكان‌پذير نيست . و مراد او اين است كه تا بدان روزگار چنين خواهد بود . و تو اى خواننده ! هرگز به تأويل‌هاى كفّار فلاسفه از آراء خويش توجه مكن به هنگامى كه گواهى دلايل بر درستى آنچه ما گفتيم موجود است . و كتابهاى خدا و اخبار پيامبران او ، در اين باره ، آن دلايل را تأييد مىكنند . و بدان ، خدايت رحمت كناد ! كه هر صاحب خردى به دليل خرد خويش ناگزير است اقرار كند كه جهان را آغازى است و از عدم به وجود آمده است و فناى آن جايز است . اينكه جهان سپرى است ، اين چيزى است كه از پذيرش آن ناگزيريم امّا شناخت آن و چگونگى آن چيزى است كه دانسته نيست كه آيا از رهگذر چيره شدن يكى از طبايع است و يا از رهگذر فراگيرى چيزى تباه ، يا از رهگذر خشكسال و مرگامرگ و يا كشتار است و يا بدان گونه است كه اهل اسلام و اهل كتاب يا ديگران حكايت مىكنند . اينها همه چيزهايى است كه از طريق خبر و شنيدن حاصل مىشود و اختلاف و تفاوت در آن راه دارد و آنچه را كه خرد الزام كرده است اين اختلافها باطل نمىكند . امّا اخبارى كه در اين باره شنيده‌ايم شعار دين است و محض ديانت و حق ناب . هر كه بدانها اعتقاد نورزد ، چه به ظاهر و چه به باطن آنها ، و بدانها تمسك نكند و حقيقت [ 1 ] دين را در آنها نجويد و نجات را در آنها نطلبد ناقص است و سفيه اگر چه از همه مردمان

--> [ 1 ] عبارت مضطرب است .