مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

406

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

در سايه‌هايى از ابر و فرشتگان [ نيز بيايند ] و بگزارند كار . و با خداى گردد كارها همه . » ( 2 : 210 ) مسلمانان گويند كه سپس اهل بهشت در بهشت و اهل دوزخ در دوزخ بمانند جاودانهء جاويدان و هماره و هميشهء هميشگان . هيچ دانسته نيست كه آيا ديگر بار خداى خلقى از نو خواهد آفريد يا جهانى ديگر و زمينى و آسمانى ديگر و آيا پيامبرانى خواهد فرستاد و آن آفريدگان را به آنچه آفريدگان پيشين را مكلّف ساخته بود ، مكلف خواهد كرد يا نه ؟ و از بعضى از ايشان روايت شده است كه بر آن بوده‌اند كه چون ساليان سال بر اهل دوزخ بگذرد ايشان نابود خواهند گشت . و گروهى از اهل كتاب برآنند كه چون هزار سال بر بهشت و دوزخ بگذرد نابود خواهند شد و فانى . و آنگاه اهل بهشت بگونهء فرشتگانى درآيند و اهل دوزخ به گونهء استخوان فرسوده . يكى از دانشمندان يهود مرا حديث كرد كه در ميان يهود گروهى هستند كه معتقدند دانسته نيست چه مقدار از عوالم سپرى گشته و چه مقدار از آنها باقى است و برآنند كه عمر هر عالم شش هزار سال است ، و آنگاه خلايق حشر گردند و محاسبه شوند و آن هفتم روز است ، روز شنبه . پس به بهشت و دوزخ درآيند . پس آنگاه اهل بهشت فرشتگان شوند و اهل دوزخ استخوان پوسيده . و ديگر بار خلقى از نو باز آيند و امرى ديگر . و اين كار جاودانه باشد و بدين گونه هر شنبه در نظر ايشان رستاخيزى است . از پيشينگان كسانى بر آن بوده‌اند كه آفرينش خلق از فضل وجود و منّت حق است و بر شخص جواد و مفضّل روا نيست كه جود خويش را در همه وقتى آشكار كند ، بلكه هنگامى كه اين جهان را فانى كرد جهانى ديگر از نو مىآفريند . و چه مايه جهانها كه او آفريده است و نابود كرده است . بعضى از ايشان برآنند كه خلق به آخرت انتقال مىيابند پس بدين گونه هر روز قيامتى است و آغاز جهانى . و از يكى از ايشان شنيدم كه استدلال مىكرد به خبر مغيرة بن شعبه كه « هر كه مرد ، قيامتش قائم گشت . » در ياد كرد آنچه از پيشينگان دربارهء ويرانى جهان حكايت شده است جابر بن حيان [ 1 ] حكايت كرده است كه چون مسير ستارگان به نهايتى رسد و در برجهاى خويش پراكنده گردند و گردشهاى چرخ آشفته و مشوش گردد همان گونه كه در نخستين دقيقهء حمل ، قبل از اجتماع ستارگان ، چنان بوده است ، احوال جهان دگرگون شود و فصول سال متفاوت شود و در آن هنگام هيچ زمستان و تابستانى پايدار نماند .

--> [ 1 ] اصل : جابر بن جبار و هوار آن را به جابر بن حيّان اصلاح كرده است .