مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
405
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
تعالى كه « آن روز كه درنورديم آسمان را چون در نوشتن دبيرنامه را چنان كه ابتدا كرديم اول آفرينش بازگردانيم آن را ، وعدهاى است بر ما » ( 21 : 104 ) و سخن خداى كه « و زمين همه در قبضهء او باشد روز قيامت و آسمانها درنورديده بود به قوّت او . » ( 39 : 67 ) چندان كه بعضى روايت كردهاند كه « پيامبر به كف خويش اشارت كرد ، در حالى كه آن را قبضه كرده بود كه افزونتر از اينجا و اينجاست و چيزى از اين » و احوال آسمان ديگرگون شود و به گونهء روى گداخت درآيد ، همچون گل سرخ و از هم بشكافد و درها گردد و پس آنگاه درنورديده شود . و اين ظاهر سخن است و ممكن . گروهى - از آنان كه بر عقيدهء گروه نخستيناند - همان سخن را دربارهء آسمان و زمين و دگرگونى احوال آنها گفتهاند كه مقصود ديگرگونى اهل آنهاست ولى آن دو خود بر جاى خويش استوارند هم بدان گونه كه بودهاند . و خداى داناتر است . در ياد كرد روز رستاخيز گويند درازى آن روز هزار سال است از سالهاى اين جهان به گفتهء خداى عز و جل كه « و بدرستى كه روزى نزد خداى تو چون هزار سال بود از آنچه شما مىشمريد » ( 22 : 47 ) و اين روز را در حكم دنيا به شمار مىآورد و آن از نفخهء نخستين است تا آنگاه كه خداى در ميان خلق خويش به داورى بپردازد و اهل بهشت به بهشت روند و اهل دوزخ به دوزخ . و از آنگاه به بعد ، در شمار آخرت است . از بعضى از دانشمندان شنيدم كه چنين مىگفت . و گروهى برآنند كه سخن خداى « در روزى كه باشد مقدار آن پنجاه هزار سال » ( 70 : 4 ) مقصود روز رستاخيز است . و بيشتر آنان بر اين عقيدهاند كه اين از باب تمثيل است در سختى و ناخوشى كه به بعضى مردم رسد و آن را پنجاه هزار سال انگارد . و بعضى گفتهاند آن روز پنجاه موقف است كه در هر كدام از بنده پرسش شود و چون در موقف گرد آيند خورشيد بديشان بازگردانده شود و گرماى آن دو چندان شود و از فراز سر ايشان گداخته آيد چندان كه عرق بر چهرهء ايشان لجام زند [ 1 ] آنگاه عرش ، بر دست فرشتگان حامل آن ، فرود آيد و ترازو ( ميزان ) آويخته گردد و بهشت و دوزخ را بياورند و صراط نصب شود و خداى ، آن گونه كه خواهد ، بيايد به گفتهء او كه « آن روز كه وا شكافند آسمان را وا ابر و فرو فرستند فرشتگان را فرو فرستادنى » ( 25 : 25 ) و گويد : « هيچ چشم مىدارند مگر اتيان خداى را
--> [ 1 ] اصل : « حتى يلجمهم الفرق » و صورت درست آن : « العرق » را ما از النهاية ، ابن اثير ، ج 4 ، ص 234 نقل و ترجمه كرديم .