مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
402
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
را برانگيزانم و سخن خداى تعالى « نيست آفريدن شما و نه برانگيختن شما مگر چون آفريدن يك تن » ( 30 : 27 ) و گويد : « و اين بر وى آسان » ( 30 : 27 ) در ياد كرد اختلاف ايشان در چگونگى انگيزش در اصل حشر و رستاخيز ، ميان همهء اهل اديان ، اختلافى وجود ندارد و هيچ كس از اهل زمين آن را منكر نيست مگر ملحد اهل تعطيل ، ( ملحد معطّل ) كه سخن او را خلاف نتوان شمرد . اگر اختلافى هست در چيزهايى از صفات رستاخيز است كه به خواست خداى تعالى آنها را ياد خواهيم كرد . و گر كسى در كار نشأة آخرت باشد بايد آن را با نشأة نخستين آفرينش قياس كند از گرد آمدن گل و گرمايى كه بدان يار گشته و به مادهء روح جنبش پذيرفته و از رهگذر نفس سخنگوى شده است تا انسانى شده است كه مىكوشد . و در خبر آمده است كه هر كس در بهاران بينديشد ، بايد ياد اهل رستاخيز و گياه اهل قبور را در خاطر بياورد . و روايت شده است كه « چه شبيه است بهاران به رستاخيز . » و بيشتر اهل اسلام برآنند كه همه اصناف خلايق از پريان و آدميان و بهايم از براى قصاص و انصاف ستدن ، برانگيخته خواهند شد . و از حسن و عكرمه روايت شدهايم كه آن دو مىگفتهاند : « حشر بهايم مرگ آنهاست . » و بدين گونه آن دو از براى بهايم حشرى قايل نبودهاند . و گروهى از اهل كتاب برآنند كه چون روز رستاخيز فراز آيد ، خداى تعالى اسرافيل را فرمان دهد تا ارواح همهء آنان را كه درخور پاداش يا كيفرند در بابزنى گرد آورد و سپس در آن بدمد . و اينان منكرند حشر بهايم و كودكان و ديوانگان و كسانى را كه دعوت انبيا بديشان نرسيده است . و گروهى از ايشان منكر صور و صراط و ميزاناند . گويند : چون مردمان بميرند ، مسيح مبعوث گردد و ايشان را زنده كند و بهشتيان به بهشت روند و دوزخيان به دوزخ . و بسيارى از دانشمندان ايشان گويند كه بعث ويژهء روانهاست نه پيكرها و بر خلقتى جز اين كه ديده مىشود ، بر خلقت جاودانگى و بقاى سرمدى . و انسان تنها جسد و روح نيست . بلكه روح است و ريح است و نفس است و صورت است و « عدم » است و قوت است و نطق است و حيات . نه چيز كه دهمين آنها اين هيكل خاكى تاريك است . و در حالات جواهر - اگر چه برخاسته از زمين باشند - مىبينيم كه چون گداخته آيند و ريخته شوند و پالوده گردند ، به حالتى لطيفتر درآيند و گرامىتر و شريفتر . و همچنين است آدمى ، و انكار آن نتوان كرد كه مرگ و آزمون و حشر او ، چيزى باشد كه بر لطافت و رقّت حال او بيفزايد ، حالى كه جز اين حالت كنونى است چرا كه او از براى جاودانگى آفريده شده است . و خداى داناتر است .