مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
399
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
در ياد كرد آنچه ميان دو نفخه است گويند چهل سال است و زمين ، از پس آن همه هولها و زلزلهها ، بر حالت خويش باقى خواهد ماند . ابر مىبارد و آبها جارى است و درختان ميوه برمىآورند و هيچ زندهاى بر روى زمين يا در زير آن نخواهد بود . پس آنگاه خداى تعالى ايشان را از براى رستاخيز زنده گرداند . در ياد كرد اختلاف ايشان در سخن خداى كه « اوست كه هميشه بود و هميشه باشد » و گويد : « چنان كه ابتدا كرديم اول آفرينش ، باز گردانيم آن را » ( 21 : 104 ) و گويد : « هر كه بر روى زمين است همه نيست شدنى است و بماند خداى تو ، خداوند بزرگوارى و بزرگوارى كردن » ( 55 : 26 ) و گويد : « هر چيزى نيستشونده است مگر وى » ( 28 : 88 ) و گويد : « هر تنى چشندهء مرگ است » ( 3 : 185 ) پس اين آيات گواهاند بر اينكه هر چه ، جز خداى ، هلاك خواهد شد . و آن روى كه گفته است : « و دميده شود در صور ، پس بيهوش شوند و بميرند هر كه در آسمان و هر كه در زمين بود مگر آنكه خداى تعالى خواهد » ( 39 : 68 ) اين آيه دليل است بر اينكه ، آن بانگ ، همهء خلايق را شامل نخواهد شد ، پس بناچار بايد به توفيق ميان آيات پرداخت ، اگر چه آيهء استثنا ( الا من شاء الله ) مىتواند مفسّر آن آيات ديگر باشد . پس گوئيم : استثنا به هنگام نفخهء بيهوشى و مرگ [ 1 ] است ولى عموم فنا شامل دو نفخه است همان گونه كه در خبر آمده است ، تا هيچ كس گمان نبرد كه در قرآن تناقضى وجود دارد . كلبى از ابو صالح از ابن عباس ( رض ) در سخن خداى « هر چيزى نيستشونده است مگر وجه وى » ( 28 : 88 ) روايت كرده است كه گفت : هر چيز به نابودى گرايد مگر بهشت و دوزخ و عرش و كرسى و حور عين و اعمال نيك و در سخن خداى كه گويد : « مگر آنكه خداى تعالى خواهد » ( 39 : 68 ) گفتهاند مقصود شهيداناند كه بر گرداگرد عرشاند با شمشيرهاشان آويخته از گردنها . و گفتهاند مقصود حور عين است . و گفتهاند مقصود موسى است زيرا او يك بار بيهوش گرديد . و گفتهاند مقصود جبرئيل است و ميكائيل و اسرافيل و فرشتهء مرگ و حاملان عرش . و گويند : پس خداى تعالى فرشتهء مرگ را فرمان دهد تا ارواح ايشان را قبض كند و سپس گويد : بمير ،
--> [ 1 ] يعنى آيهء « وَ نُفِخَ في الصُّورِ فَصَعِقَ من في السَّماواتِ » 39 : 68 ) ( 39 : 68 ) .