مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

394

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

از داستان ايشان در كتاب زكريا ( ع ) آمده است و آنچه ما روايت كرديم خداى داناتر است به حق و باطل آن . و در اينكه يأجوج و مأجوج از امتهاى مشرق زمين‌اند اختلافى وجود ندارد . و روا باشد كه بر سرزمين مردمى چيره شوند . ربيع از ابو العاليه روايت كرده است كه گفت : يأجوج و مأجوج دو مردند و گفته‌اند مقصود از يأجوج و مأجوج تركان و ديلميان‌اند . و اين چيزى است كه دلها از پذيرفتن آن سرباز نمىزند . امّا ديگر صفاتى كه نقل شده است بايد كه بر وجه خويش دانسته آيد و گويند كه مردمان از پس يأجوج و مأجوج بيست سال بمانند و حج كنند و عمره بگزارند . خروج حبشه خداوندان اين دانش چنين گفته‌اند كه مردمان از پس يأجوج و مأجوج چندان كه خداى خواهد در آسايش و فراخى زيند ، پس آنگاه حبشه خروج خواهند كرد و فرمانرواى ايشان ذو السويقتين [ 1 ] است و مكّه را خراب كنند و كعبه را ويران و ديگر بار آبادان نگردد و هم آنانند كه گنجينه‌هاى فرعون و قارون را استخراج كنند . گويند : پس آنگاه مسلمانان گرد آيند و با ايشان پيكار كنند و ايشان را بكشند و به اسيرى گيرند ، چندان كه يك حبشى را به عبايى خريد و فروش كنند ، آنگاه خداوند بادى فرستد كه روح هر مسلمانى را در هم پيچد . در ياد كرد گم شدن مكه از على صلوات الله عليه و سلامه روايت شده است كه گفت : « حج بگزاريد پيش از آنكه ديگر حج نگزاريد . سوگند به آن كه حبّه را شكافته و آدمى را آفريده است اين خانه از ميان شما برداشته خواهد شد بدان سان كه هيچ كس از شما نداند كه ديروز جاى آن كجا بوده است . » و گفت : « چنان است كه گويى روياروى مىبينم سياهى باريك ساق را كه بر بام آن بر شده و آجر آجر آن را ويران مىكند . »

--> [ 1 ] اصل : ذو السويفتين .