مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

366

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

بگذرد ، ستارگان فرو ريزند و كوهها فرو پاشند و آبها به زمين فرو روند و چنين و چنان شود ، همراه با توصيفى هولناك . در ياد كرد سخن اهل كتاب در اين باره بدان كه دربارهء انقضاى دنيا و فناى جهان و رستاخيز و بعث و حساب و وجوب پاداش و كيفر ، عقيدهء اهل كتاب با مسلمانان برابر است و اگر اختلافى در چيزى از صفات آن هست ، از جهت تأويل است . يهود اجماع دارند بر اينكه مسيح هنوز نيامده است و ناگزير ، به روزگار يأجوج و مأجوج ، خواهد آمد . و اختلاف ايشان در اين است كه فرقه‌اى ازيشان برآنند كه فرمانروايى مسيح هزار سال خواهد بود و آنگاه در صور دميده خواهد شد و فرقه‌اى ديگر از ايشان برآنند كه فرمانروايى مسيح هزار و دويست و نود و پنج سال است . بسيارى از مشركان عرب ، ايمان به بعث و رستاخيز داشته‌اند . و بر آن بوده‌اند كه هر كس ناقه‌اش را بر سر گورش بكشند ، حشر او ، در روز رستاخيز ، بر آن ناقه خواهد بود و جريبة بن اشيم فقعسى ، در اين باره گفته است : اى سعد ! اگر هلاك پيش آيد من تو را وصيت مىكنم / و مرگ كه برادر وصيّت است نزديكتر است / هرگز پدرت را رها مكن تا از دنبال او را بيابند / و با رنج و شكنج بر دست و شانه كشاله‌اش كنند / و برادرت را بر شترى شايسته سوار كن / تا در زينهار بماند از خطا كه اين راه نزديكتر است / شايد آن مركبى را كه رها كرده‌اى ، من در حشر / سوار شوم آنگاه كه بگويند : سوار شويد . و امية بن ابى الصلت - كه كتب خوانده بود و پيروى اهل كتاب كرده بود - مىگويد : مردمان در كار رستاخيز فرو مانده‌اند / همگان گويند كه رستاخيز كى خواهد بود ؟ / روزى كه نصاراى ايشان مسيح خود را ديدار كنند / آنها كه از براى او محبت و قربانى پيش آورند / آنان او را يارى كردند ، همان گونه كه گفتند به خدايشان / و همچون دسفانى [ 1 ] او را فرستاد تا خواستار باران شود . و باز ، هم او ، گويد : در روز ميعادشان كه دسته دسته برانگيزانندشان / روز بر يك ديگر غبن

--> [ 1 ] دسفان : پيامگزار . بيت آخر بر اساس ديوان اميّه ص 62 ترجمه شد .