مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
365
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
طبيعت محسوس است و جسم مجسم . و يا از سياست و زينهار الاهى است كه باطل نيست . و اينان ، همه ، حكم بر فاسد شدن جهان دادهاند ، از رهگذر سرشت آن . و روا داشتهاند كه خدا آن را فاسد نكند . همچنين ، مسلمانان ، اين امر را روا مىدارند ، جز اينكه خبر ، بر خلاف آن روايت شده است . اما ارسطاطاليس ، او ، بر آن است كه فساد در جزء [ 1 ] منفعلى است كه در زير فلك قمر قرار دارد . و از جمعى از پيشينگان ، حكايت كرده است كه آنان قايل به كون و فساد بودهاند . و اينها همه دليل بر ابتداى حدوث است . و جايز بودن انتها از براى جهان ، از اعتقادات ايشان است . از ايشان - آنان كه در مورد ابطال جهان استدلال كردهاند - استدلالشان بر اين استوار است كه جهان از اسطقسات چهارگانه است و اين اسطقسات . از تمايز و انحلال ناگزيرند ، هم بدان گونه كه انسان مجموعهاى از طبايع چهارگانه است و تمايز آن طبايع ، مايهء هلاك و فناى اوست . اما ثنويه ، ايشان برآنند كه بطلان جهان از آميختن دو هستى ( نور و ظلمت ) است و روا مىدارند كه اين دو هستى ، پس از آميزش ، از يك ديگر جدا شوند و متباين باشند تا به همان گونهاى درآيند كه در آغاز بودهاند ، بىآنكه آميزشى حادث شده باشد . اما حرّانيان ، اينان قايل به پاداش و كيفرند و نمىدانم كه عقيدهء ايشان در فناى عالم چيست . جز اينكه ايشان خود را به اغثاذيمون [ 2 ] و هرمس و سولون ، جدّ مادرى افلاطن ، منتسب مىدارند ، و از اينان كسانى به فناى عالم و رستاخيز عقيده داشتهاند . بسيارى از مجوس به رستاخيز و بعث اقرار دارند . و يكى از مجوس فارس مرا خبر داد كه چون فرمانروايى اهريمن سپرى گردد و كار به هرمز سپرده آيد كدّ و رنج و تاريكى و مرگ و بيمارى و ناخوشى ، از ميان برخيزد ، و خلق ، همه ، به گونهء روحانيان درآيند ، هميشه در روشنا و آرامشى جاودانه . و من مذاهب فرقههاى مجوس و اختلاف آرا و گفتار ايشان را نمىشناسم ، از يكى از ايشان شنيدم كه مىگفت : چون نه هزار سال از عمر جهان
--> [ ( ) ] و انه . . . ولى در كتاب الآراء الطبيعيه صفحه 126 چنين است : « بوثاغورس و الرواقيون يرون انّ العالم مكون و الله [ عز و جل ] كونه و انه : أما من قبل الطبيعة ففاسد لانه محسوس ، من قبل انه جسم و انّه لا يفسد ، بسياسة الله ايّاه و حفظه له » [ 1 ] اصل : « الحرّ المنفعل » اصلاح از الآراء الطبيعيه و عبارت فلوطرخس با عبارت كتاب ما متفاوت است . [ 2 ] اصل : « اعياد يموسى » هوار بر اساس الفهرست ابن النديم ، ج 1 ، ص 318 آن را اصلاح كرده است .