مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

336

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

خلقان . » ( 39 : 56 ) و گويد : « و سوگند به نفس آدمى و بدان خداى كه راست كرد خلقت وى . » ( 91 : 7 ) و گويد : « خداى قبض كند جانها را نزد مرگ تنها . » ( 39 : 42 ) تا آخر آيه و گويد : « چه نفس آدمى بدفرماى است . » ( 12 : 53 ) و گويد : « و باز دارد نفس خويش را از هواى خويش . » ( 79 : 40 ) پس در اينجا ، از رهگذر بازداشت نفس از هوايش ، چيزهاى ديگرى را ثابت كرد . و گويد : « و در نفسهاى شما آيتهاست آيا نمىبينيد ؟ » ( 51 : 21 ) و گويد : « هر آينه بنماييمشان آيت خويش در آفاق جهان و در نفسهاى ايشان . » ( 41 : 53 ) و گويد : « باز شما يك ديگر را مىكشيد » ( 2 : 85 ) و گويد : « يا پوشيده داريد در نفسهاتان » ( 2 : 235 ) و گويد : « ليكن نفسهاى شما در دلهاى شما اين كار ناخوب را آراسته كرد » ( 12 : 18 ) و همانند آن از روح و حيات سخن مىگويد . و مىگويد : « و وى است آن كه زياند و ميراند » . ( 23 : 80 ) و گويد : « خداى قبض كند جانها را نزد مرگ تنها » ( 39 : 42 ) و گويد : « خداى گفت ايشان را بميريد پس زنده كرد ايشان را » ( 2 : 243 ) و گويد : « بگو كه جان بردارد شما را فرشتهء مرگ آن كه بر شما گماشته‌اند » ( 32 : 11 ) و گويد : « بميرانيد خداى او را صد سال » ( 2 : 259 ) و گويد : « و بوديد شما همه مردگان زنده كرد شما را » ( 2 : 28 ) و گويد : « و مپنداريد آنها را كه بكشتند در راه خداى كه ايشان مردگان‌اند ، بلكه زندگان‌اند نزد پروردگارشان » ( 3 : 169 ) و گويد : « نيست محمد مگر فرستاده‌اى بدرستى كه گذشتند از پيش او رسولان . اگر او بميرد يا بكشند او را برخواهيد گشت شما بر پاشنه‌هاى شما ؟ » ( 3 : 144 ) پس او را به مردن توصيف كرد پس از اينكه از مرده ناميدن شهيدان نهى كرد و در ياد كرد حواس گويد : « پس تمام كرد صورت او را و درآورد در او از آن جانى كه آفريدهء او بود و بيافريد شما را شنواييها و بيناييها و دلها . » ( 32 : 9 ) در ياد كرد آنچه در اخبار در اين باره آمده است عبد الرحيم بن احمد مروزى از عباس بن سراج از قتيبة از خالد بن عبد الله از هجرى از ابو الاحوص از عبد الله روايت كرد كه پيامبر گفت : « جانها ، لشكرهايى است از لشكر خدا ، هر چه با يك ديگر آشنايى دارد با يك ديگر آرام گيرد و هر چه با يك ديگر آشنايى ندارد نفور گيرد . » و سفيان ثورى از حبيب بن ابى شابت از ابو الطفيل از على ، همانند اين روايت را نقل كرده است . و هيثم از ابو بشر از مجاهد از ابن عباس روايت كرد كه گفت : روانها امرى از امر خدايند و خلقى از خلق خداى آنها را به صورت آدميزادگان صورت بخشيده