مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
331
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
و از ظاهر همين آيه استفاده كردهاند كه تكليف ما لا يطاق ( بيرون از توان كسى به دو فرمان دادن ) جايز است . و خداى داناترين است و درستحكمترين . امّا ياد كرد آن مسميّات و اختلافى كه اهل تأويل در آن باره دارند ، در كتاب معانى القرآن ، به تفصيل آمده است ، هر كه در آن كتاب بنگرد آنچه او را بسنده است و خرسند كننده خواهد يافت . در ياد كرد درآمدن آدم به بهشت و بيرون رفتن او از آنجا چون ابليس از سجدهء آدم سر باز زد ، خداى تعالى گفت : « اى آدم آرام گير تو و جفت تو در اين بهشت و مىخوريد از اين بهشت فراخ و بسيار هر جا كه خواهيد و پيرامن اين يك درخت مگرديد كه آنگاه باشيد از ستمكاران » ( 2 : 35 ) و ما سخن اهل علم را دربارهء اين بهشت ، پيش از اين ، ياد كرديم كه چيست و كجاست . دربارهء اين درخت اختلاف كردهاند . بعضى گفتهاند گندم است . بعضى گفتهاند تاك است . ديگرانى گفتهاند حنظل است . ابن اسحق از بعضى روايت كرده است كه گفتهاند درختى است كه فرشتگان بدان خلد را [ ] [ 1 ] مىكنند . و آدم ، چون به بهشت درآمد و آن نعيم و كرامت ديد ، گفت : « اى كاش جاودانه بودى . » پس شيطان ، اين سخن را از او به غنيمت داشت و از سوى خلد به جانب او رفت و گفت : از آن روى شما را از اين درخت نهى كرد كه فرشته نگرديد و جاودانه نشويد . و خداى از براى شيطان و ياران او ، اين تسلّط را قرار داد كه بر بنى آدم راه يابند و ايشان را [ گمراه ] كنند [ 2 ] و آنان ايشان را نبينند . خداى تعالى گويد : « بگو يا محمد بازداشت خواهم به خداوند مردمان ، پادشاه مردمان . » ( 114 : 1 ) تا آنجا كه گويد : « آن كه وسوسه كند در دلهاى مردمان . » ( 114 : 5 ) و روايت كردهاند كه صفيه ، دختر حيىّ ، نزد پيامبر ( ص ) آمد ، در حالى كه پيامبر مجاور مسجد بود . و ساعتى از سر شب را با او سخن گفت . و اين پيش از آن بود كه حجاب بر ايشان واجب شود . پس پيامبر برخاست تا او را به منزل برساند . مردى از انصار از آنجا مىگذشت . پيامبر ( ص ) او را آواز داد كه « اى فلان ! اين صفيه دختر حيى است . » آن مرد گفت : اى پيامبر خداى ! « ما خدا راييم و ما وا سوى او واگردندگانيم . » ( 2 : 156 ) آيا پنداشتى كه من گمان بدى بردم ؟ » پيامبر گفت : « شيطان در وجود آدمى به مانند خون
--> [ 1 ] الشجرة التى [ ؟ ] بها الملائكة الخلد . [ 2 ] متن : و لقطهم . در حاشيهء نسخهء اصل نوشته : كذا فى الاصل .