مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

309

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

سه‌شنبه / كه در ساعات اين روز هنگام خون ريختن است / و اگر خواهى كه دارو بنوشى ، چهارشنبه / بهترين روز است ، از بهر نوشيدن . / و در روز پنجشنبه گزاردن حاجتهاست / و در اين روز است كه خداى تعالى دستورى از بهر روايى حاجات داده است / و در آدينه‌ها زناشويى و عروسى / و خوشيهاى مردان با زنان . در ياد كرد مدتى كه پيش از آفرينش خلق بوده است حمّاد بن زيد از عمرو بن دينار از طاوس از عكرمه از ابن عباس ( رض ) روايت كرده است كه گفت : به موسى گفتند : خداى ، جهان را كى آفريد ؟ موسى گفت : بار خدايا مىشنوى كه بندگان تو چه مىگويند ؟ پس خداى تعالى به موسى وحى فرستاد كه من چهارده هزار شهر از سيم ساختم و آنها را پر از خردل كردم و از بهر آن يك پرنده آفريدم و روزى آن پرنده را ، به هر روزى ، دانه‌اى خردل قرار دادم تا آن همه خردلها بپايان رسيد ، آنگاه اين جهان را بيافريدم . پس به ابن عباس گفتند كه عرش خداى در كجا بود ؟ گفت : بر آب . گفتند : آب در كجا بود ؟ گفت : بر پشت باد . و همانند اين از على بن ابى طالب ( ع ) نيز روايت شده است . و اين چيزى غامض و دشوار است و بايد آن را به علم خداى واگذاشت . زيرا دانسته نيست كه قبل از آفرينش اين خلق ، چه خلقى بوده است . آيا همانند اينان بوده است يا بر خلاف آن ؟ و آيا اين جهان ، دوباره ، پس از فانى شدن باز تكرار خواهد شد يا نه ؟ زيرا خداوند در كتاب خويش و يا بر زبان پيامبر ( ص ) خويش چيزى در اين باره خبر نداده است و استدلال در اين باره نيز ، از نيروى خرد بيرون است . امّا آنچه خبر داده‌اند غير قابل اعتماد است و آنچه در اين باره آمده است ، جاى شگفتى نيست و از قدرت [ خداى ] بيرون نيست و باطل كنندهء حكمت [ الاهى ] نيز نيست ، اگر چه چند برابر اينها باشد . بعضى برآنند كه قبل از آدم - كه آغاز هر چيز به دو نسبت داده مىشود - هزار و دويست آدم وجود داشته است و خداى داناتر است . و اينها همه پذيرفتنى است و در حدّ امكان ، امّا آنچه اعتقاد بدان امرى است ناگزير اين است كه خداى تعالى بىهيچ شريكى و جوهر قديمى قبل از آفرينش بود و سپس اشياء را از ناچيز بيافريد اگر چند فاصلهء ميان آفرينش دو چيز ، فاصله‌اى باشد كه اندازهء و شمارى نداشته باشد . امّا چنين عقيده‌اى جز از رهگذر مخبرى صادق درست نيايد ، زيرا ما بقاى حوادث را تا جاودان روا مىداريم و ياد كرد چنين مدتى شگفتتر از آن نخواهد بود و همچنين جاودانه بودن اهل بهشت در بهشت و اهل دوزخ در دوزخ .