مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
302
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ملك عجم سه هزار فرسنگ و ملك عرب هزار فرسنگ . و از عبد الله بن عمر روايت شده است كه گفت : چهار يك كسانى كه از اهل سودان جامه بر تن نمىپوشند ، بيشترند از همهء مردمان . و بطلميوس ، در المجسطى ، قطر زمين و استدارهء آن را ، بر حسب تقريب به دست داده است و گفته است : استدارهء زمين صد هزار و هشتاد هزار اسطاديوس است و اسطاديوس عبارت است از بيست و چهار هزار ميل كه هشت هزار فرسنگ است با آنچه از درياها و كوهها و بيابانها و بيشهها در آن است و هر فرسنگ سه ميل است و ميل سه هزار ذراع است به ذراع شاه . و ذراع سه وجب است و سه وجب سى و شش انگشت است و هر انگشت پنج جو است كه شكم بر شكم ، در كنار يك ديگر ، نهاده شده باشند . و اسطاديوس چهارصد ذراع است و گفته است : ستبرى زمين ، كه قطر آن است ، هفت هزار و ششصد و سى ميل است كه دو هزار و پانصد و چهل و پنج فرسنگ است و ثلثى . و گفته است : بسيط زمين ، سراسر ، صد و سى و دو هزار [ هزار ] و ششصد هزار ميل است كه مىشود دويست هزار و هشتاد و هشت فرسنگ . اين سخن اگر حق است ، پس بايد وحى يا الهامى از جانب حق باشد و اگر استدلال و قياس است ، به حق نزديك است و اگر جز اينهاست و از مقولهء جستجو و تنجيم ، پس خداى داناتر است . امّا سخن قتاده و مكحول ، آن سخنان مايهء علم يقينى كه از رهگذر آن قطع به غيب حاصل شود ، نيست . و دربارهء درياها و آبها و رودها اختلاف كردهاند . مسلمانان روايت كردهاند كه خداى تعالى درياها را تلخ و كشنده آفريد و از آسمان آب گوارا فرو فرستاد ، چنان كه گويد : « و فرستاديم از آسمان آبى به تقدير ، پس قرار داديم وى را در زمين به تدبير . » ( 23 : 18 ) هر جا كه آبى است گوارا از چاهى يا رودخانهاى يا جز آن ، از همان آب است و چون رستاخيز نزديك رسد خداى فرشتهاى را مبعوث كند با طشتى و آن فرشته همهء آن آبها را گرد آورد و به بهشت باز گرداند . و اهل كتاب برآنند كه چهار رودخانه از بهشت بيرون مىآيد : فرات و سيحان و جيحان و دجله . و به دليل آن است كه آنان برآنند كه بهشت از مشارق زمين است . و روايت كردهاند كه به روزگار معاويه آب فرات بسيار شد و بالا آمد ، پس انارى به اندازهء بچّه شترى بيرون افكند ، كعب گفت كه اين انار از بهشت است . اگر راست گفته باشند ، اين بهشت بهشت جاويدان نيست و از بهشتهاى زمين است . و در نزد پيشينگان ، آب از استحالهها به دست مىآيد و مزّهء هر آبى مزهء خاك و زمين آن است . و ما منكر قدرت خداى تعالى نيستيم كه چيزى را به چيزى تبديل كند ، آن گونه كه خواهد به مانند تبديل نطفه به علقه و علقه به مضغه و پس از آن حالى به حالى تا آن را ديگر باره فانى كند همان گونه كه ايجاد كرده است .