مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

303

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

در باب شورى آب دريا اختلاف كرده‌اند ، پس گروهى پنداشته‌اند كه چون درنگ آن بسيار شد و خورشيد بسيار بر آن تابيد ، تلخ و شور شد و آنچه از اجزاى آن لطيف بود به وسيله هوا جذب شد كه پالوده است و زمين آن را از رطوبت صافى كرده است و غلظت يافته . و گروهى ديگر برآنند كه در دريا رگ‌هايى است كه آب دريا را تغيير مىدهد و از همين روى تلخ و كشنده گرديده است . و دربارهء جزر و مد اختلاف كرده‌اند . ارسطاطاليس را عقيده بر آن است كه علت جزر و مد از خورشيد است آنگاه كه بادها را به جنبش درآورد . چون بادها افزونى گيرد مدّ ايجاد مىشود و چون كاسته گردد جزر حاصل شود . و كيماوس بر آن است كه مدّ از فرو ريختن رودها به درياست و جزر از سكون رودخانه‌ها . و بعضى از آنان برآنند كه جزر و مدّ از حركت و سكون زمين است . و بعضى از منجّمان ايشان برآنند كه مدّ از پر شدن ماه است و جزر از كاهش آن . و در بعضى اخبار روايت شده است كه خداى را فرشته‌اى است موكل بر درياها . چون آن فرشته دست خويش به دريا فرو برد مدّ شود و چون برآورد جزر گردد . و اگر اين درست باشد - و خداى داناتر است - اعتقاد او اولى است براى پذيرفتن از اعتقاداتى كه مفيد حقيقت نيست . و اگر كسى عقيده پيدا كند كه آن فرشته بادها را به وزش وا مىدارد ، بادهايى كه سبب مدّ است يا بر آب رودخانه‌ها مىافزايد يا اين كار را به هنگام كامل شدن بدر انجام مىدهد ، تا اين اعتقاد هماهنگى ايجاد كند ميان روايات و انديشه‌ها ، اين خود مذهبى خواهد بود و خداى داناتر است . و دربارهء كوهها اختلاف كرده‌اند و خداى عز و جل گويد : « و پديد آورد در زمين كوههاى استوار تا زمين شما را برنگرداند . » ( 16 : 15 ) و گويد : « آيا نگردانيديم زمين را گسترش شما و كوهها را ميخها . » ( 78 : 6 ) و گويد : « سوگند به قاف و سوگند به قرآن بزرگوار . » ( 50 : 1 ) بعضى از مفسران گفته‌اند كه قاف كوهى است از زمرد سبز كه محيط بر عالم است . سپس اختلاف كرده‌اند و بعضى گفته‌اند كه فاصلهء قاف تا آسمان به بالاى يك مرد است و ديگرانى گفته‌اند آسمان مطابق آن است . و گروهى گفته‌اند آن سوى قاف عالمها است و خلقها كه جز خداى هيچ كس نداند . و بعضى از ايشان برآنند كه آنچه در آن سوى قاف است از مرزهاى آخرت است و در حكم آن . و برآنند كه خورشيد در آن غروب مىكند و از آنجا طلوع مىكند و كوه قاف است كه خورشيد را از زمين در پرده مىدارد . پيشينگان ، كوه قاف را ، به فارسى كوه البرز ، خوانده‌اند . و افلوطرخس از ديمقريطيس حكايت كرده است كه زمين در آغاز از فرط خردى و سبكى ، در طول زمان ، روى در كژ و راست شدن داشت ، سپس انبوه شد و ثبات گرفت و اين بعينه گفتار مسلمانان است ، جز اينكه در آن ، ثبات يافتن از رهگذر كوهها ، هم آمده