مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
296
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
بارانها ، همه ، از بخار زمين است و بخار بارانها ، جز يك بخار نيست كه به هر سال خداى آن را از آسمان فرو مىفرستد ، تا زمين و درخت و گياه را بدان زندگى بخشد و همين است سخن خداى تعالى كه : « و از آسمان آبى مبارك فرستاديم . » ( 50 : 9 ) تا آخر آيه . و خداى داناتر است . اما رعد و برق و صاعقه و شهاب و قوس قزح و زلزله و لرزشها : در بعضى اخبار آمده است كه رعد فرشتهاى است موكل برابر و همراه آن فلان مقدار آهن است [ 1 ] . ابر را از سرزمينى به سرزمينى مىراند ، آن گونه كه ساربان شتران را . هر گاه ابرى نافرمانى كند ، رعد بر او صيحه مىزند و صداى او راندن ابرهاست و برق تازيانهء اوست و صاعقهها شرارههاى آنند . در حديثى ديگر آمده است كه ابر فرشتهاى است كه به زيباتر كلامى سخن مىگويد و به زيباترين وجهى مىخندد و رعد كلام اوست و برق خندهء وى . و خداى از درستى اين خبرها ، آگاهتر است . زيرا محمد بن جرير طبرى در كتاب التفسير خويش آورده است كه ابن عباس ( رض ) به ابن الجلد نامه نوشت و از وى دربارهء رعد و برق پرسيد . او گفت : رعد ، باد است و برق آب . خداى تعالى گويد : « و تسبيح مىآرد رعد به حمد و تعظيم وى و فرشتگان از ترس و بيم وى . و صاعقهها مىفرستد و به هر كه مىخواهد مىرساند . » ( 13 : 13 ) پس بدين گونه از تسبيح رعد خبر مىدهد و از فرستادن صاعقهها . همان گونه كه از گفتار آسمانها و زمين خبر داد كه « گفتند آمديم بطوع » ( 41 : 11 ) و پيشينگان ، در اين چيزها ، اختلاف دارند و آنچه در نزد ايشان پسنديدهتر است سخن ارسطاطاليس است كه معتقد است چون خورشيد از زمين بگذرد بخار خشك و بخار تر برمىانگيزد و در اثر آن ابر حاصل شود ، پس چون آن بخار تر در آنجا گرد آيد ، آنچه از بخار يابس در جوف آسمان هست ، محصور مىماند و ابر را مىكوبد و مىزند و مىشكافد و ازين برخورد و كوفته شدن ، رعد به وجود آيد و از آن پاره شدن و شكاف ، برق . و صاعقهها ، به مثل ، همانند پريدن شرارههاى آتشزنهاند . و آن به هنگامى است كه با آن برخورد ، حرارت خورشيد و خشكى جمع گردد ، در آن هنگام صاعقه ايجاد مىشود . و ما پيش از اين بيان داشتهايم كه نام فرشته ، گاه ، بر صورتهاى روحانى ، نيز ، اطلاق مىشود و نيز بر جمادات به اعتبار فرمانبردارى و تسليمى كه در برابر آنچه بر ايشان نهاده شده ، دارند . پس دور نيست كه بدين گونه رعد را - كه بادى است يا برخورد ابرى - فرشته بنامند ، و خداى داناتر است . و ارسطاطاليس صدايى را كه از ابر شنيده مىشود تشبيه كرده است به بانگ و فريادى كه از هيزم تر - وقتى كه آن را در آتش مىافكنند - شنيده
--> [ 1 ] معه كذا من حديد .