مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

288

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

ماه ، عين صيقل خورده‌اى است كه از خورشيد نور مىپذيرد . و به همين دليل ، در مقابله ، مستوى و پر مىشود . و همچنين ستارگان نور خويش را از خورشيد مىگيرند . و خداى داناتر است . در بزرگى اندازهء ماه و ستارگان اختلاف كرده‌اند . از بعضى ايشان حكايت شده است كه ماه همچند خورشيد است و از بعضى روايت شده است كه كوچكتر است و بعضى برآنند كه بزرگتر از زمين است . ديگرانى عقيده داشته‌اند كه زمين بزرگتر از آن است و از منجّمان كسانى هستند كه عقيده دارند كه كوچكترين ستاره‌اى از ستاره‌هاى ثابت شانزده بار بزرگتر از زمين است و بزرگترينشان چهارصد و بيست بار بزرگتر از زمين است . اما ستارگان سيّاره : چنان كه گفتيم خورشيد ، صد و شصت و اند برابر زمين است و زحل نود و نه و اند برابر زمين است و مشترى هشتاد و يك و نيم و ربع برابر زمين است و مريخ [ [ 1 ] ] و نيم برابر زمين است و زهره چهل و چهار برابر زمين است و عطارد شصت و دو برابر زمين است و ماه سى و نه و ربع برابر زمين است . و خداى داناتر است . در اجرام ستارگان و شكل آنها اختلاف كرده‌اند ، همان گونه كه در باب خورشيد و ماه اختلاف كرده‌اند . چنين پنداشته‌اند كه اينها انوارى كروىاند . ارسطاطاليس ستارگان را زنده و خداوند نفس ناطقه مىدانسته است . و گفته است : و اين خود گواه است بر اتفاق نفس ناطقهء حيوانى . و بعضى پنداشته‌اند كه ستارگان را صورتهايى است همچون صور خلق . بعضى ستارگان را الاهه [ 2 ] پنداشته‌اند . و گروهى بر آن رفته‌اند كه ستارگان فرشتگان‌اند و گروهى گفته‌اند : ستارگان و ماه و خورشيد در مشرق به وجود مىآيند و در مغرب نابود مىشوند و گروهى پنداشته‌اند كه ستارگان و خورشيد و ماه در يك فلك‌اند نه در افلاك مختلفه . و در كتاب خرميّه ( كتاب الخرميّه ) خواندم كه ستارگان گويها و سوراخهايند و روان خلايق را مىگيرند و به ماه تسليم مىكنند و افزونى ماه از همين جاست تا آنگاه كه به نهايت كمال و تمام خويش برسد . آنگاه آن را به ما فوق خويش تسليم مىكند و تهى مىگردد و بار ديگر باز مىگردد و به باز گرفتن روانها از ستارگان مىپردازد تا باز لبريز شود . پس ، از اين شگفتيها عبرت بگير و كتاب خداى عز و جل را پيروى كن و نيز آنچه از رسول ( ص ) نقل آن به صحّت پيوسته است . خداى تعالى گويد : « و كرد ماه را در آسمانها و كرد آفتاب را چراغى » ( 71 : 16 ) [ 3 ] چرا كه چراغ جامع همهء آنهاست . و همچنين است

--> [ 1 ] متن افتادگى دارد . [ 2 ] الاهه ( خداى مؤنث ) يا آلهه ( خدايان ) . [ 3 ] در متن ضبط آيه تغيير شكل يافته بود كه اصلاح شد .