مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
286
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
منازل قمر مىخوانند و قمر در هر شب در يكى از آن منازل است و عبارتند از : شرطان و بطين و ثريا و دبران و هقعه و هنعه و ذراع و نثره و طرف و جبهه و زبره و صرفه و عوا و سماك و غفر و زبانى و اكليل و قلب و شوله و نعائم و بلدة و سعد الذابح و سعد بلع و سعد السعود و سعد الاخبيه و فرغ الاول و فرغ الثانى و بطن الحوت . هر برج ازين برجها دو منزل است و ثلث منزلى از آنچه شمس در سال مىپيمايد و قمر در ماه . و خداى عز و جل گويد : « و آن ماه را اندازه نهاديم جايگاهها تا گردد چون بن خوشهء خرماى ديرينه . » ( 36 : 39 ) و از اين برجها سه برج نارىاند : حمل و اسد و قوس . و سه برج هوايىاند : جوزا و ميزان و دلو . و سه برج آبىاند : سرطان و عقرب و حوت . و سه برج خاكىاند : ثور و سنبله و جدى . و اين بدان سبب است كه اين برجها را از اين طبايع سرشتهاند . بدان كه نسبت دادن فعل اختيارى به برجها و ستارگان از بزرگترين خطاها و لغزشهاست . اينان خود آفريدگاناند و مسخّرند بدان گونه كه خدايشان نهاده است مانند ديگر آسمانها و جوامد كه آفريده شده بر سرشت خويشاند همان گونه كه آتش را سوزاننده نهادهاند و آب را تر كننده و خداى عز و جل گويد : « و رام كرد از براى شما آفتاب و ماه را . » ( 14 : 33 ) « و آفتاب و ماه و ستارگان رام كرده به فرمان او » ( 7 : 54 ) و در باب نجوم رواياتى نقل شده است كه بعضى از آنها حكايت مىشود و مايهء يقين به خداوند عز و جل است . در ياد كرد صورت شمس و قمر و نجوم و آنچه در آنهاست ابو حذيفه از عطا روايت كرده است كه گفت شنيدهام كه او گفته است طول و عرض شمس و قمر نهصد فرسنگ در نهصد فرسنگ است . ضحاك گويد : و ما اين را محاسبه كرديم و آن را نه هزار فرسنگ يافتيم . و شمس اعظم از قمر است و گفت : بزرگى ستارگان دوازده فرسنگ در دوازده فرسنگ است . و از عكرمه روايت شدهايم كه گفت وسعت شمس همانند دنيا و ثلث دنياست . و وسعت قمر برابر دنياست . و از مقاتل روايت شده است كه گفت : ستارگان از آسمان به مانند قنديلهايى آويختهاند . و گفتهاند كه خورشيد و ماه و ستارگان از نور عرش آفريده شدهاند . اين سخن اهل اسلام است بىآنكه در روايتى يا كتابى يا خبر صادقى آمده باشد . و قدما در اين باب اختلاف كردهاند : افلوطرخس از بعضى پيشينگان نقل كرده است كه وى عقيده داشته است كه خورشيد در بزرگى برابر زمين است و دايرهاى كه بر گرد آن مىگردد بيست و نه برابر زمين است . و