مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
257
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
كه رسول ( ص ) به جبرئيل گفت : « آيا هرگز پروردگار خويش را ديدهاى ؟ گفت : اى محمد ميان من و ميان او هفتاد حجاب است از نور كه اگر به نخستين آنها نزديك شوم مىسوزم . » و در حديث ابو موسى اشعرى آمده است كه « اگر پرده از سبحات وجه خويش بگشايد هر چه هست همه خواهد سوخت . » و اينها همه بر هنجار چيزى است كه از حسن روايت شده است كه گفت : « هيچ چيز از اسرافيل به خداى نزديكتر نيست و ميان اسرافيل و رب العزّه هفت حجاب است از عزّت و جبروت و عظمت . » و در حجاب بودن ، به هيچ روى ، ايجاب « حد » نمىكند . زيرا كه حجابها اجسامى نيستند كه ميان حاجب و محجوب حايل شوند و ليكن تمثيلى است از دورى وقوع حواس و قطع طمعها در احاطهء به ذات او و اختصاصى كه به عظمت و سلطان در برابر بندگان خويش دارد . و اين گونه تمثيل ، در نزد بندگان ، از براى تعظيم بارى تعالى و تفخيم قدر او و دلبستن به دو و هراس از وى ، رساتر است . چرا كه بيشتر ايشان ، آنچه را كه به حواس ايشان ادراك نمىشود و در اوهام ايشان متصور نيست ، لا شىء مىخوانند . و دليل درستى اين تأويل چيزى است كه در خبر آمده است كه كبريا رداى [ 1 ] من است و عظمت ازار من است ، اگر بندهاى با من منازعت كند در تكبّر يا خود را تعظيم كند وى را به دوزخ برم . حال آيا كسى ترديدى در اين دارد كه عظمت نمىتواند ازار كسى شود و يا كبريا رداى كسى گردد ؟ ولى وجه صواب همان است كه ما گفتيم و خداى داناتر است . و توصيف حجابها در اشعار ايشان موجود است ، و شاعرى گفته است : سپاس و ستايش تو را پروردگار ما / كه هيچ چيز برتر از تو و بشكوهتر از تو نيست / پادشاهى بر تخت آسمان ، گواهى راست / كه در پيشگاه عزّت او همگان با فروتنى سجده مىآورند / و هرگز انسانى با نگاه خويش نتواند به سوى او بر شود / كه آفريدگانى تأييد شده در آن سوى حجاب نورند . در ياد كرد آنچه دربارهء سدرة المنتهى آمده است و سدرة المنتهى در كتاب خداى عز و جل ياد شده است . روايت كردهاند كه به گونهء درختى است و اگر سوارى از زير سايهء يكى از شاخههاى آن بگذرد [ ] [ 2 ] سال به درازا مىكشد
--> [ 1 ] در متن : « ركابى » و در حاشيه به « ردائى » تصحيح شده است و از توضيح بعدى دانسته مىشود كه ردائى صحيح است ، مشهور نيز ردائى است . [ 2 ] كذا فى الاصل .