مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
230
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
روح القدسى و بهشت و دوزخ و صور جميع خلايق و حكمت [ 1 ] و گويد كه آفريدگان او داراى جهات ششگانهاند و او محصور ميان اين شش جهت است كه عبارتند از : پيش و پس ، بالا و پايين ، راست و چپ . و گروهى از ايشان برآنند كه نخستين چيزى كه خداى آفريد بيست و هفت چيز بود . همين هفده را به ضميمهء اين چيزها ياد كرده است : « كلام موسى كه آن را شنيد ، و مجموعهء آنچه پيامبران ديدهاند ، و من و سلوى و ابر و چشمه كه از براى بنى اسرائيل ظاهر شد و شياطين و لباسى كه بر تن آدم و حوّا پوشاندند و كلام جبّار كه بدان با بلعام سخن گفت [ 2 ] . » چنين از ايشان حكايت كردهاند و در نخستين سفر تورات به عبرى چنين آمده است : « برشت يارا ايلوهيم ائث هشومائم وائث هو اورس و هو اورس هو ننوثوهم و حوشخ على هى تهوم . » يعنى : نخستين چيزى كه بيافريد آسمان بود و زمين و زمين جزيرهاى بود تهى و تاريك بر روى آب . و باد خداى بر روى زمين مىوزيد . مفسّران آن را بدين گونه تفسير كردهاند و نمىدانم چرا با آنچه از تورات حكايت كردهاند ، اختلاف دارد . شايد آنچه ياد كردهاند از بعضى از اسفار ايشان است ، چرا كه تورات مشتمل بر كتابهايى است از كتب انبيا و خداى داناتر است . امّا نصارا : دين ايشان در اين مسئله همان دين يهود است . چرا كه ايشان تورات را قرائت مىكنند و بدانچه در آن آمده است اقرار دارند . و صابئان در مذهب خويش متحيراند . [ 3 ] بيشتر مردم برآنند كه دين ايشان دينى است ميان دين يهود و نصارا . و اگر چنين باشد پس عقيدهء ايشان نيز همين خواهد بود . و زرقان حكايت كرده است كه صابئان قايل به نور و ظلمتاند به همان گونه كه منانيّه ( مانويه ) [ 4 ] بدان اعتقاد دارند و خداى داناتر است . در ياد كرد گفتار اهل اسلام در مبادى آفرينش و رواياتى كه در اين باب آمده است حسن بن هشام در بلد [ 5 ] ما را روايت كرد و گفت كه ابراهيم بن عبد الله العبسى مرا
--> [ 1 ] چنين است در متن و ظاهرا بايد يكى از اين آفريدهها از قلم افتاده باشد ، زيرا مؤلف شانزده تا را نام مىبرد . [ 2 ] از 10 چيز 9 تا را آورده ، شايد چيزى در متن افتاده است . [ 3 ] متن : « و الصابئون محرون فى مذهبهم . » [ 4 ] المنانيه : منسوب به مانى است بر خلاف قياس زبان عربى ، مراجعه شود به مفاتيح العلوم ، خوارزمى ، چاپ فانفلوتن ، ص 37 . [ 5 ] بلد : نام شهرى است در نزديكى موصل كه به روايت حمزهء اصفهانى اسم فارسى آن شهرآباذ بوده است . مراجعه شود به : ياقوت ، معجم البلدان ، ج 1 ، ص 481 .