مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

229

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

جهان را صانعى نيست و مدبّرى ندارد . و هنديان اصناف بسيارند كه عبارتند از : براهمه و سمنيّه و معطلهء ديگرى كه قايل به توحيدند جز اينكه اينان نبوّت را انكار مىكنند . و گروهى از ايشان مهادرزيه‌اند و برآنند كه جهان را سه مبدأ برادر است : يكى مهادرز بود و دو برادرش در حق او نيرنگ ساز كردند و مركبش او را به زمين زد و او افتاد و مرد . پس آن دو برادر پوست او را از تنش باز كردند و بر سراسر جهان گستردند و اين زمين از پوست او پديد آمد و از استخوانهايش كوهها و از خون او رودخانه‌ها و نهرها و از موى او درختان و گياهان . اين است آنچه از مذاهب ساكنان زمين و پيشينگان در اين باب به ما رسيده است . و ما پيش از اين به تباهى مذاهب ايشان و مذهب كسانى كه قايل به قدم عالم‌اند يا مبدئى همراه بارى تعالى براى جهان قايل‌اند ، اشارت كرديم تا اندازه‌اى كه خود مايهء بىنيازى و كفايت است . و اين داستانها ، همه ، اگر از مقولهء رمز [ 1 ] و لغز و تمثيل نباشد يا روايتى از يكى از كتابهاى ايزد تعالى يا منقول از يكى از پيامبران او يا بر طبق آنچه از ايشان نقل شده است و همهء عقول بر آن گواهى ندهند ، مردود است و غير قابل قبول و بايد آن را حمل بر دروغگويى قايلش كرد و از تزوير بدعتگذاران به شمار آورد و در افزونى تكرار و بازگويى ، سود بسيارى نيست . و چون نفس خويش را در مسئلهء حدوث عالم ، تمرين داده باشى ، از فرو رفتن در ريزه‌كاريها و شاخه‌هاى بحث كه بر اساس قدم عالم استوار شده است ، بىنياز خواهى بود . چرا كه هر گاه ، بنياد آن سست و نااستوار شود ، شاخه‌ها و پايه‌هاى آن پايدار نخواهد ماند . در ياد كرد مقالات اهل كتاب در اين باب در كتابى كه نام آن « شرائع اليهود » است چنين خواندم كه جماعتى از دانشمندان ايشان بحث و فرو رفتن در اين مسئله را نهى كرده‌اند و برآنند كه انسان نبايد در آنچه مايهء شگفتى او مىشود و بر او نهفته است جستجو كند . و بعضى از ايشان برآنند كه چيزى كه خداى تعالى در آغاز آن را آفريده است هفده چيز بوده است و خداى تعالى آنها را بىنطق و بىحركت و بىفكر و بىزمان و بىمكان آفريده است . و آنها عبارتند از : مكان و زمان و باد و هوا و آتش و آب و خاك و ظلمت و نور و عرش و آسمانها و

--> [ 1 ] اصل : زمرا او الغازا .