مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
227
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
به تدبير جهان مىپردازد و اين مدبّر ، از همهء جهات ، خلاف جهان است [ 1 ] . و او اثبات حركتها كرده است و گفته است : حركت نخستين همان حركت دومى است كه اعاده مىشود ، زيرا در نظر او حركت در اصل عالم است و عالم در نظر او قديم است . و [ زرقان ] گويد كه اصحاب اصطرلاب ، گفتارى شبيه گفتار بلعم دارند با اين تفاوت كه ايشان را عقيده بر آن است كه جهان پيوسته متحرك به حركاتى است كه آنها را نهايتى نيست . و اينان منكر آنند كه حركت را آغاز و انجامى باشد ، چرا كه حركت امر محدث نيست . و [ زرقان ] گويد : « اصحاب جثه » [ 2 ] برآنند كه جهان ، قديم بوده است و همواره داراى صورت ، به گونهء جثهاى مصمت ( پيكرى يك رنگ ) . پس اين « جثه » منقلع [ از اصل جدا ] شده است و خلق در كمون آن نهفته بوده است و ظاهر شده است به همان گونه كه از نطفه و تخم مرغ و دانه ، جانور و پرنده و گياه بيرون مىآيد . و [ زرقان ] گويد : « اصحاب جوهره » گويند كه جهان جوهرهاى قديم است و ذاتى يگانه دارد ( احديّة الذات ) و دگرگونى جهان به ميزان التقاء جوهره و حركات آن بستگى دارد ، هر گاه دو جزء باشند گرم است و چون سه جزء شود سرد خواهد بود و چون چهار شود تبديل به رطوبت مىشود و اينان برآنند كه همواره حركتى قبل از حركتى وجود داشته تا [ بى ] نهايت [ 3 ] . و ناشى [ 4 ] ، مذاهب اينان را در عبارتى گرد آورده است و گفته است اينان چهار گروهاند : گروهى قايل به قدم طينت و حدوث صبغهاند و گروهى قايل به حدوث طينت و صبغهاند و گروهى شك كردهاند و ندانستهاند كه آيا قديم است يا حادث . زيرا دلايل در نظر ايشان ، از دو سوى ، يكسان است . و جالينوس گفته است : مرا چه كار بدان كه قديم است يا حادث كه مرا در صناعت پزشكى نيازى به آن نيست . در ياد كرد مقالات ثنويه و حرّانيه اصل اعتقاد اينان ، بر روى هم ، اين است كه مبدأ جهان دو چيز است : نور و
--> [ 1 ] گويا ابن كمونه به همين سخن نظر داشته كه شبههء معروف خويش را به وجود آورده است . مراجعه شود به مقدمهء مترجم . [ 2 ] اصحاب جثه ، گويا همان اصحاب هيولى در تعبيرات ديگران است . [ 3 ] متن چنين است : و زعم [ يعنى اصحاب الجوهره ] ان حركة قبل حركة الى ما نهاية . [ 4 ] در باب ناشى به ص 187 مراجعه شود .