مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

224

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

و به وسيلهء آتش اجزاى آن پراكنده گردد تبديل به آب مىشود و آتش مايهء تحليل اجسام و برانگيختن [ 1 ] آنهاست . و از انقسمانس [ 2 ] حكايت كرده است كه وى عقيده داشته است هوا مبدأ موجودات است ، همه از هوايند . و انحلال موجودات نيز به هواست به مانند نفسى كه در ماست و هواست آن چيزى كه روح را در ما حفظ مىكند . و [ روح ] و هواست كه همه عالم را نگاه مىدارند و روح و هوا ، با هم گفته مىشوند . زيرا به يك معنىاند و سخنى متواطى است . و از انقساغورس [ 3 ] حكايت كرده است كه عقيده داشته است مبدأ موجودات « متشابه الاجزاء » است و هستى كائنات بغذايى است كه از آن تغذيه مىكنند و از اين كائنات است كه معنى « متشابه الاجزاء » حاصل است . [ 4 ] و در نزد او ادراك اشيا به عقل است نه به حس كه عبارت است از اجزاى غذا ، و بدين جهت متشابه الاجزاء ، خوانده شده است كه اين اندامهاى تكوين يافته از غذا متشابه‌اند ، بعضى شبيه بعضى ديگر . پس بدين سبب متشابه الاجزاء خوانده شده است و او اين متشابه الاجزاء را مبدأ موجودات دانسته و متشابه الاجزاء را عنصر ( هيولى ) قرار داده است . و از ارسلاوس حكايت كرده است كه او عقيده داشته است مبدأ عالم چيزى است كه آن را نهايتى نيست و در اين بىنهايت گاه تكاثف ( انبوهى ) و گاه تخلخل [ 5 ] ( ناانبوهى ) روى مىدهد و از آنجاست كه چيزى تبديل به آب مىشود و چيزى تبديل به آتش . و از ابيقورس [ 6 ] حكايت كرده است كه وى عقيده داشته است كه [ مبدأ ] موجودات اجسامى است قابل ادراك و تعقّل كه خلأ و كون در آنها راه ندارد [ 7 ] و اين اجسام سرمدى هستند و فساد و شكستگى و درهم‌پاشى بديشان راه ندارد و در اجزاى آنها خلافى راه

--> [ 1 ] اصل : تثيرها و در الآراء ، ص 102 : تنيرها . [ 2 ] اصل : الغمامس ، متن از الآراء ، ص 98 . [ 3 ] اصل : انفساغورس . هوار آن را به فيثاغورس اصلاح كرده كه غلط است و درست آن همان انقساغورس است كه در الآراء نيز آمده است . [ 4 ] عبارت اصل قدرى مفصّل‌تر بوده و مؤلف ما آن را تلخيص كرده است ( الآراء ، ص 98 ) . [ 5 ] تكاثف ( انبوهى ) و تخلخل ( ناانبوهى ) : تكاثف عبارت است از حالتى كه در اجزاى يك شىء مركب ، گسستگى وجود نداشته باشد و ناانبوهى يا تخلخل حالتى است كه حجم شىء افزونى يابد بىآنكه چيزى از خارج ضميمهء آن شود مراجعه شود به تعريفات جرجانى ، ص 46 و 58 . [ 6 ] متن : اسقورس . [ 7 ] متن : « كان يرى الموجودات اجساما مدركة عقولا لا خلاء فيها و لا كون . » و در متن الآراء ، ص 102 آمده : اجسام مدركة عقلا . . .