مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

191

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

در صفات بارى تعالى و اسماء او و اينكه اعتقاد دربارهء قول و فعل او چگونه بايد باشد . گوييم چون هستى بارى تعالى و يكتايى او با دلايلى كه اقامه گرديد استوار شد ، پس واجب آمد كه نظر ( بحث ) شود در صفات او و آنچه سزاوار اوست كه به دو اضافت يابد و او را بدان شناسند . پس نظر كرديم و ديديم كه او را دو گونه صفت است : خاص و عام . صفت خاص ، آن است كه به ضدّ آن روا نيست توصيف شود ، مانند حيات و علم و قدرت ، و نيز روا نيست توصيف شود به قادر بودن بر آنها . آيا نمىبينى كه درست نيست بگوييم كه وى قادر است كه زنده شود يا قادر است كه بداند يا قادر است كه بتواند . و نيز روا نيست كه بگوييم وى چنين مىداند و چنين نمىداند . و يا بر فلان كار قادر است و بر فلان كار قادر نيست ، چرا كه آنچه بنفسه موصوف بدان باشد و سپس به ضدّ آن توصيف شود آن ضد به نفس او باز مىگردد ، و الهيّت جز با حيات و قدرت و علم راست نمىآيد . و اينها را صفات ذات مىنامند . و صفت عام آن است كه رواست به ضدّ آن نيز توصيف شود و نيز به قادر بودن بر آن . مانند اراده و رزق و آفرينش و بخشايش و اينها صفات فعل خوانده مىشود . و مسلمانان را با آنان كه پيش از ايشان بوده‌اند ، در اين فصل ، مشاجره‌هاى بسيار است و اختلافاتى كه هر كدام ديگرى را گمراه مىخواند . پس گروهى از مردم گفته‌اند كه بارى تعالى را نه اسم است و نه صفت و نه ياد . و فقط سزاوار است كه هر دادگرى و بخشايش و فضل و بخششى به او نسبت داده شود ، از رهگذر شناخت دلها كه اينها از