مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

186

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كارى پوزش خواسته است ؟ » گفتند : « آرى و پوزش نيك است و زيبا . » گفت : « پوزش خواهنده چه كسى است ؟ » گفتند : « روشنايى است . » گفت : « پس بدين گونه كارى انجام داده است كه پوزش خواستن را ايجاب مىكرده است . » گفتند : « نه ، تاريكى است . » گفت : « پس بدين گونه كارى نيك انجام داده است ، چرا كه پوزش خواسته است . » و اين چنين آنان را مجاب كرد . و گروهى ، ايجاد اعيان را ، از هيچ ، امرى نپذيرفتنى دانسته‌اند . و قايل به قدم بارى تعالى شده‌اند . و همراه او چيز قديم ديگرى نيز قايل شده‌اند كه ام الأشياء ( مادر چيزها ) و آخر الهويّات ( واپسين هويّتها ) و مادة العالم ( مادهء جهان ) است و اصلى است كه اجسام و كالبدها از آن حادث شده‌اند ، چرا كه او جوهرى است بسيط و برهنه از اعراض . سپس ، آفريدگار ، اعراضى از جنبش و آرام و پيوستگى و گسستن در آن احداث كرد و از جنبش آن ، جهان ، با همه اجزايش ، تركيب يافت . پس اينان ، دو چيز قديم را كه در ذات و صفت مختلف‌اند ، اثبات كرده‌اند : يكى از آن دو زنده است و ديگرى مرده ، و بدين گونه به مذهب ثنويان درآمده‌اند و اصل خويش را - كه بارى تعالى از ازل آفريدگار بوده است - نقض كرده‌اند و سخن خويش را - كه بارى تعالى علت است و علت از معلول جدايى نمىپذيرد - باطل كرده‌اند . و اصل سخن ، بر سر اعتقاد دربارهء موجود و معدوم اين است كه موجود چيزى است كه به عقل در آيد يا دانسته شود يا حس شود يا شناخته گردد يا بتواند مورد تأثير قرار گيرد يا در چيزى تأثير كند يا به وسيلهء او بتوان تأثير كرد يا با او . و هر گاه از اين معانى تهى باشد معدوم است . و اگر جز اين باشد ، صاحب اين اعتقاد ، موجود را از معدوم چگونه باز مىشناسد ؟ حال اگر گفته شود كه شما بدين گونه به ذاتى قديم اعتقاد داريد از شما مىپرسم كه آيا آن قديم ، خود عدمى نيست كه شما آن را به چيزى از حدوث و اعراض توصيف مىكنيد ؟ گفته خواهد شد : آيا شما ميان اين مفهوم و هيولى ، به لحاظ معنى ، تساوى قايليد ؟ يا نه ؟ [ 1 ] در حالى كه شما هيولى را هرگز به چيزى از حدود و اعراض توصيف نمىكنيد و ما بارى تعالى را به دلايل صنع و آثارش معتقديم ، ولى هيولى را اثرى نيست كه به دليل آن اثر اعتقاد به وجود آن پيدا كنيم . اما اگر شما هيولى را به اوصافى ويژه ، توصيف كنيد ، در آن هنگام اعتقاد بدان الزامى است . و ما ، اين مسئله را در فصل آغاز آفرينش ، ان شاء الله ، توضيح بيشتر خواهيم داد .

--> [ 1 ] عبارات متن ، به لحاظ ساختمان نحوى آشفته مىنمايد .