مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
187
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
سخن در ابطال تشبيه گوييم تشبيه ، هم حكم و هم معنى بودن چند چيز را ، به اندازهء موارد هماننديشان ايجاب مىكند . و آن كس كه معتقد است حدّ جسم عبارت است از طويل و عريض و عميق بودن ، بايد در مورد هر چيزى كه داراى طول و عرض و عمق باشد قايل به تجسيم گردد . زيرا تشابه ميان آنها ، از همه جهات ، موجود است . و آنگاه كه بگويد : « جسمى است نه چون ديگر اجسام » - و قصدش آن باشد كه حدود تعيين شدهء پيشين را از ميان بردارد - درست به مانند اين است كه گفته باشد « جسمى است ناجسم » و بر اوست كه بر هر چيز كه داراى طول باشد ، به يكى از حدود جسم حكم كند ، زيرا به همان اندازهاى كه در خور بعضى از اوصاف جسم شده است بايد مورد حكم قرار گيرد ، همچنان كه اگر عرض را بدين گونه تعريف كند كه « چيزى است كه قائم به خود نيست » بايد بپذيرد كه هر چه قائم به نفس خود نباشد ، عرض است . حال اگر گفته شود كه شما خود آيا نگفتيد : بارى تعالى شيء است نه چون اشيا ، پس چرا منكر كسانى مىشويد كه مىگويند : جسمى است نه چون اجسام ؟ يا اينكه مىگوييد بارى تعالى را وجهى است نه چون وجوه يا عضوى است نه چون اعضا . [ در پاسخ گوييم [ 1 ] ] كه شىء نامى است همگانى از براى موجود و معدوم و قديم و حادث ، و حدّ شىء همان است كه ما پيش از اين ، به جاى خود ، آن را ياد كرديم و چون شنوندهاى آن را بشنود خاطرش به جانب جسم بىعرض ، يا قديم بىحادث ، نمىرود تا به تفسير آن ، بر طبق مراد ، بپردازد و هر گاه كلمهء جسم را بشنود از آن جز مركّبى تأليف يافته ، در ذهنش صورت نخواهد بست . از اين روى ، اطلاق نام محدثات بر بارى تعالى روا نيست ، زيرا تساوى حكم دو چيز متماثل در جهت تشابه آنهاست و ناشى [ 2 ] در اين سخن خويش ، به همين امر نظر داشته است : اگر خداى را از ميان آفريدگانش همانندى بودى / گواه آفريدگاريش در او موجود بودى / همانا مقتضاى آفرينش آفريدگار آن بود كه / آثار صنع در آفريدهء او آشكار باشد / امّا او فراتر است و دور است از اوهام ستايندگانش / و بدين گونه حس او را انكار مىكند / در حالى كه خرد او را آشكار مىدارد .
--> [ 1 ] گويا عبارت اندكى افتادگى دارد . [ 2 ] منظور از ناشئ به احتمال قوى همان الناشئ الاكبر عبد الله بن محمد ( متوفى 293 ) است كه از شعراى برجستهء عصر خويش است و اهل منطق و فلسفه و كلام نيز بوده است و اصلا ايرانى نژاد و از مردم شهرك انبار بوده است . رك : ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، چاپ احسان عباس ، ج 3 ، ص 91 .