مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
159
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
است و اين جز از راه نظر امكانپذير نيست . سخن در مراتب نظر و حدود آن گوييم : دانشمندانى كه از براى اهل نظر راه نظر را كوفته و هموار كردهاند و طريق جدل را از براى ايشان آماده كردهاند ، در اين راه حدّى تعيين كردهاند كه هر كس از آن سر باز زند يا در آن تقصير روا دارد ، كژ راهى و انحراف و خلل مذهب و تباهى دليل او آشكار مىشود . اينان پرسش را به چهار گونه تقسيم كردهاند : يكى آنكه صدق و كذب را در آن راهى نيست ، چرا كه پرسش از مائيّت ( چيستى ) مذهب خصم است ، در آغاز . سپس پرسش از دليل است . آنگاه پرسش از علّت است . و سرانجام پرسش از تصحيح علّت . و اينهاست پايان فصلهاى نظر و آنجا كه درستى يا تباهى يك دعوى استوار مىشود . و در برابر هر پرسشى پاسخى را قرار دادهاند كه همه آنها عبارت است از اخبارى كه احتمال صدق و كذب در آنها وجود دارد . چرا كه صدق عبارت است از خبر دادن از شىء آنچنان كه هست و كذب خبر دادن از شىء است نه آنچنان كه هست . پرسش ، خبر دادن نيست تا احتمال صدق و كذب در آن راه داشته باشد . آنچه موجب پرسش تواند بود يكى از دو چيز است : يا ندانستن چيزى است يا آزمون شخص مورد پرسش . پاسخ مىتواند پذيرفتن و تسليم و يا نپذيرفتن و انكار را - از رهگذر معارضه يا خواستار دليل شدن - به همراه داشته باشد . و دليل علت را ايجاب مىكند و علّت پاسخ را تحقق مىبخشد ، اگر طرد آن صحّت داشته باشد . و چون خصم باز ايستاد و تسليم شد ، سخن به پايان رسيده است . سخن در نشانههاى انقطاع گوييم : تناقضگويى و شاخه به شاخه رفتن و درماندگى از رسيدن به مقصود و انكار ضرورت و رد كردن مشاهدات و يارى گرفتن از غير و خاموش ماندن از سر ناتوانى ، اينها ، همه ، نشانههاى انقطاع ( فرو ماندن ) اند . و هر پرسندهاى در پرسش خويش مختار است چه از سر آگاهى باشد و چه از سر تعنّت ، چه بر حق باشد در پرسش خويش و چه محال گويى كند . امّا حال پاسخ دهنده چنين نيست ، بلكه او بايد جوياى حق باشد و معرفت بخشيدن به پرسنده ، در باب پرسش كه آيا درست است يا محال گويى است . و اگر پرسنده از مسألهاى جويا باشد كه آن مسئله خود فرع مسألهاى ديگر است كه بر