مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
148
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
چيز ديگرى است ، چيست ؟ » و پاسخ اين است : « تو علتى را به علتى مقابله نكردى و اينكه جستجوى فرق ميان دو دليل را كردى ، در حقيقت خواهان تصحيح دليل شدهاى . » و گوييم : « قياس ، باز گرداندن چيزى است به همانند آن از رهگذر علّت مشاركت . » و گويند : « قياس معرفت مجهول به معروف است . » و گويند : « هر چه به استدلال دانسته شود ، بى آنكه بديهى يا از طريق حس باشد ، قياس است . » و گويند : « قياس اندازهگيرى است . » و گويندگان اين سخن به گفتار فرزدق استناد كردهاند كه گفته است : و ما در نزديكى غارتگرانى بوديم / كه قياس شمارهء آنان بىگمان با ريگها بود . و اين سخنان ، همگى ، نزديك به يك ديگرند ، گويى همه از يك روزن پرتو گرفتهاند . و بعضى از قياسگران ، قياس را بر اسم و بر معنى هر دو اطلاق كردهاند . و قياس درست قياسى است كه با مقيس عليه ( طرف مقايسه ) در همهء معانى يا در اكثريت آنها ، موافق باشد . و اين گونه قياس ، قياس برهانى خوانده مىشود ، زيرا جايگاه آن در قلمرو علوم امكان است . و بعضى از مردمان قياس را انكار كردهاند ، چنين كسانى بايد هر چه را از حوزهء حس ايشان بيرون رفت انكار كنند و نيز بديهيّات حسّ را و بايد هر چه از حق و باطل پيش آيد ، همه را يكسره درست بدانند . و مقتضاى عقل اين است كه هر دو چيزى كه با يك ديگر تشابه داشته باشند ، در جهتى كه تشابه دارند ، يكى باشند و گر نه معنايى براى تشابه وجود نخواهد داشت . آيا نمىبينى كه ممكن نيست آتشى سوزنده باشد و آتشى سرد ، زيرا همه آتشها در سو زندگى اشتراك دارند و همين است معناى موجب آن دو ، در اين قضيه . و گوييم كه « اجتهاد عبارت است از امعان فكر و به نهايت رساندن جستجو در كشف چهرهء حق كه به بديهه و حس نتوان بدان رسيد ، اما با جستجو و استدلال توان رسيد . » و آن مقدمهء قياس است و چنان است كه گويى قياس داورى در باب چيزى است از رهگذر تمثيل و اجتهاد جستجوى طريق آن داورى است از درستترين وجوه آن و پرهيز از افتادن در خطا . زيرا قياس ، بىاجتهاد ، همچون سخن گفتن از سر گمان است بىهيچ استدلالى . و گوييم كه « نظر ، كار ناظر است با دل خويش ، تا آنچه را كه بر وى نهان مانده است آشكار كند » پس همانگونه كه چشم گاه بر چيزى مىافتد ولى جز با نظر و انديشه آن را باز نمىشناسد ، دل نيز چنين است كه گاه خطرهاى بر آن عارض مىشود ولى جز پس از نظر و انديشه آن را ثبت نمىكند . و مناظره باب مفاعلهء از نظر است و تواند بود كه از تشبيه نظير به نظير گرفته شده باشد ، و در آن صورت معناى آن قياس محض