مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
142
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
رتبهء او بالاترين رتبهء جواهر است و فروتر از رتبهء بارى تعالى جلّ جلاله . و عقل نزديكترين چيزهاست به بارى تعالى . و مسلمانان از عقل ، مفهومى - جز آنچه به ويژه در آدمى و نه در ديگر حيوانات عالم سفلى تركيب يافته - نمىشناسند . امّا آنچه از غير مسلمانان حكايت كردهاند - مادام كه عقل يا كتاب شريعت آن را رد نكرده است - قابل پذيرش است . بعضى برآنند كه حجت طبع ، در آنچه اثبات يا نفى مىكند ، استوارتر از حجّت عقل است و ادعاى ايشان بر اين بنياد استوار است كه طبع بر آنچه موافق و ملايم با آن باشد ، شوقمند است و از آنچه با آن سازگار نباشد ، گريزان . و برآنند كه خداى عز و جل طبع را ، از همان روزگار كه آفريده ، آفريده است و روا نيست كه خداى چيزى را بىهيچ سود و ثمرى و بىهيچ حكمتى بر عبث آفريده باشد . امّا عقل ، گاه ، چيزى را نيك تشخيص مىدهد و سپس آن را زشت مىداند يا امرى را كه درست مىشمارد ، سپس نادرست مىانگارد ، امّا طبع هرگز تلخى را به شيرينى نمىگيرد و هيچ شيرينى را تلخ نمىانگارد . و هيچ چيز را بر خلاف آنچه كه هست برداشت نمىكند . مخالفان ايشان در پاسخ آنان گفتهاند كه طبايع هيچ چيز را جز آنچه با آن برخورد دارد و احساس مىكند ، نمىشناسد و حال آنكه اين طبايع را عادات و عوارض از سرشت اصلى آنها منحرف كرده است و در بعضى موارد به چيزهايى كه كششى به جانب آنها نداشته ميل مىكنند و يا از آنچه طبايع بدانها متمايل بوده است گريزان مىشوند . و در نيروى طبايع ، باز شناخت زشت از زيبا ، به طريق استدلال ، آن گونه كه در نيروى عقل هست ، وجود ندارد . طبيعت جانوران درست است و اخلاط آن تغيير نيافته است ، با اين همه آنها را نمىتوان مورد خطاب قرار داد . و امتناع طبع از باز شناخت نيك و بد ، به معنى آن نيست كه حكمتى در آفرينش آن در كار نبوده است و به هيچ روى به معنى بيهوده بودن آن نيست ، همچنان كه طبيعت بىجان ( موات ) هيچ يك از اعراض را احساس نمىتواند كرد ، با اين همه آفرينش آن از حكمتى تهى نيست ، بلكه همان نشانى بودنش و آنچه از سود و زيانها كه در اجناس طبيعت بىجان ( موات ) نهفته است ، خود فايده و حكمت آنهاست . پس از اين رهگذر بدين نتيجه مىرسيم كه آنچه ملاك اعتبار و استدلال براى اسقاط تكليف و رفع آزمايش از جانوران است عقل است جانورانى كه طبايعشان سالم است و اخلاط آنها تغيير نپذيرفته . اگر گويند عقل را به چه شناختهايد ؟ گوييم : به خود عقل چرا كه عقل است كه اصل است و بديهى . و مادر علوم استدلالى ( آن گونه كه پيش از اين حسّ را شناختيم ) خود حس است ، چرا كه طبع است . و اگر ما عقل را به عقلى ديگر شناخته بوديم ، ناگزير كار به بىنهايت مىكشيد و هرگز عقل بنياد و سر همه دانشها نبود .