مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

109

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

يعنى : « و بدان كه محمد زكريّا را كتابى است كه آن را « گزافه‌هاى پيامبران » [ 1 ] نام نهاده است كه ياد كرد آنچه در آن كتاب است روا نيست و هيچ صاحب ديانت و خداوند مروّتى گوش فرا دادن بدان را روا نمىدارد ، زيرا كه مايهء تباه كردن دلها و از ميان برندهء دين و ويران كنندهء مروّت است و مايهء خشم بر پيامبران و پيروان ايشان . و ما بر خرد خويش ، آنچه را كه از توان آن بيشتر باشد ، حمل نخواهيم كرد ، زيرا خرد آدمى از ديدگاه ما چيزى است حادث و متناهى . » 2 ) كتاب الخواص : يكى ديگر از منابع مؤلف « كتاب الخواص » از تأليفات محمد بن زكرياى رازى است كه مىگويد : در آن كتاب مطالب خوبى دربارهء معادن و طعمها و بويها آورده است . [ 2 ] و جاى ديگر به كتابهاى طبايع الحيوان و طبايع الاحجار و طبايع النبات ارجاع مىدهد كه معلوم نيست تأليف كيست ، شايد از محمد بن زكريا باشد . [ 3 ] ذ - زرقان : از مؤلفى به نام زرقان ، از « كتاب المقالات » او ، مطلبى نقل مىكند كه ارسطو گفته است : مبدأ عالم هيولايى است قديم و همراه با او قوّه‌اى نيز هست . [ 4 ] از هويّت تاريخى اين مؤلف و اين كتاب چندان اطلاعى در دست نيست . [ 5 ] ر - احمد بن طيب سرخسى : مؤلف ما بخشى از اطلاعات خود را در باب مذاهب حرّانيان و ثنويّه از كتابى كه تأليف احمد بن طيّبّ است نقل مىكند و اين شخص بىگمان همان ابو العباس احمد بن محمد بن مروان سرخسى حكيم و دانشمند بزرگ ايرانى است كه از شاگردان كندى بوده و در علوم قدما و عرب سرآمد بوده است . فهرستى از تأليفات او را نديم در الفهرست آورده و كتابى به نام « كتاب رسالته فى وصف مذاهب الصابئين » در ميان آن كتابها ديده مىشود . و عين مطالب مؤلف ما را دربارهء حرّانيان ، نديم نيز ، در الفهرست خويش و با تفصيل بيشتر نقل مىكند و نشان مىدهد كه هر دو مؤلف از يك منبع استفاده كرده‌اند . [ 6 ] ز - طبرى : مؤلف از تاريخ طبرى هرگز ياد نكرده است ولى از تفسير محمد بن جرير طبرى

--> [ 1 ] مخاريق ، جمع مخراق يا مخرقه به معنى دروغ يا ادّعاى دروغين است و مبدأ اشتقاق اين كلمه به اين معنى ، چندان روشن نيست . يكى از معانى مخراق عروسك و اسباب بازى است به اعتبار اينكه از نوعى پارچه ( خرق / پاره ) ساخته مىشده و از آن فعل مخرق و تمخرق و اسم فاعل ممخرق ساخته‌اند ، به معنى فريب شايد از مهره [ مهرك ] به تبديل [ ه / خ و ك / ق ] ساخته شده است . مهره بازى در فارسى قديم به معنى حيله است . [ 2 ] البدء ، ج 4 ، ص 94 . [ 3 ] همان جا ، ج 4 ، ص 95 . [ 4 ] همان جا ، ج 1 ، ص 141 . [ 5 ] در باب زرقان به يادداشت ص 67 ، همين مقدمه رجوع شود . [ 6 ] الفهرست ، ص 321 .