ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
67
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
چگونگى كشته شدن عثمان هنگامى كه حسن بن على را به كمك دو مرد از خانهء عثمان بيرون بردند ، محمد بن ابى بكر به آن دو مرد گفت : اگر بنى هاشم بيايند و خون را بر سر و صورت حسن ببينند ، مردم را از دور عثمان مىپراكنند ، و در اين صورت آنچه را كه شما انديشيدهايد باطل مىكنند بنابر اين برخيزيد و او [ عثمان ] را محاصره كنيم ، و او را بدون اين كه كسى متوجه شود بكشيم . سپس محمد بن ابى بكر و دو نفر از همراهانش از خانهء يكى از انصار گذشتند و بر عثمان وارد شدند ، به طورى كه هيچ يك از اطرافيان عثمان متوجه ورود آنان نشدند . در اين زمان تنها همسر عثمان نزد وى بود . محمد بن ابى بكر عثمان را گرفت و وى را به پشت بر زمين زد ، و روى سينهاش نشست ، ريش عثمان را گرفت و گفت : نعثل [ 1 ] ، معاويه به كمك تو نيامد ، همچنين ، ابن عامر و ابن ابى سرح . عثمان به محمد گفت : اگر پدرت مرا در اين وضعيت مىديد ، بر من گريه مىكرد . محمد با شنيدن اين سخنان ، عثمان را رها كرد و از خانهء وى بيرون رفت . عثمان درخواست آب كرد تا وضو بگيرد ، پس از گرفتن وضو ، قرآن را در آغوش گرفت تا بدين وسيله مورد احترام حمله كنندگان قرار گيرد . مردى از كوفه به عثمان نزديك شد و با نيزهء بزرگى كه در دست داشت كتف عثمان را زخمى كرد ، به طورى كه خون فوران كرد و مقدارى از آن بر قرآن ريخت ، فردى ديگر با پا ضربهاى محكم به عثمان زد و ديگرى با شمشيرى كه در دست داشت ضربهاى بر عثمان فرود آورد و عثمان در اثر اين ضربه از هوش رفت . زنان ناله و شيون كردند ، پس از مدتى مقدارى آب بر صورت عثمان پاشيدند و وى به هوش آمد . محمد وارد شد و به عثمان گفت : نعثل ، دين خدا را تغيير دادهاى . مردى از مصر وارد جايگاه عثمان شد و ريش وى را گرفت و يك مشت از ريش عثمان را كند . شمشيرش را از غلاف بيرون كشيد و گفت : كار او را به عهدهء من بگذاريد ، مرد شمشيرش را بالا برد ، عثمان دستش را جلوى شمشير مرد مصرى قرار داد ، مرد مصرى با ضربهاى دست عثمان را قطع كرد .
--> [ 1 ] . نعثل فردى يهودى در مدينه بود كه ريش بلندى داشت ، و از آن جا كه عثمان ريش خود را بلند مىكرد ، از اين رو وى را به آن فرد يهودى تشبيه كردهاند . - م .