ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

66

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

خدا ( ص ) گفته است ، خون مسلمانان تنها در سه جا حلال مىشود ، برگشت از اسلام ، زناى محصنه ، سوگند به خدا . اين عمل زشت نه قبل از اسلام و نه دورهء اسلام از من سر نزده است . و سوم اين كه مرد ديگرى را بكشد كه در اين صورت براى ولى مقتول ولايت است و مىتواند قاتل را قصاص كند . بعضى از مردم در اين موقع ، در پاسخ سخنان عثمان گفتند : او [ عثمان ] فقط سخنانى را مىگويد . مردم از شنيدن سخنان عثمان خوددارى كردند و او را هدف تيرهاى خود قرار دادند و با عثمان طورى برخورد كردند كه تا آن وقت با كسى چنين برخوردى نشده بود . عبد الله بن سلام در جايگاه عثمان قرار گرفت و گفت : مردم مهاجر و انصار ، شما خانهء عثمان را در محاصره خود گرفته‌ايد خداوند به شما نعمت بزرگى را ارزانى داشته است . عثمان را نكشيد . عثمان بر مؤمنان داراى حق بزرگى است . همچون حق پدر بر فرزند . به خدا سوگند اگر عثمان را بكشيد ، خداوند بر شما خشم خواهد گرفت . مردمانى به واسطهء كشته شدن عثمان ، كشته مىشوند كه هنوز در صلب پدران و رحم‌هاى مادران خود هستند . من اين سخنان را در كتاب تورات كه خداوند آن را بر موسى نازل كرده است خوانده‌ام . خداوند اين نوشته را به دست خود براى شما نوشته است ، هم به زبان عبرى و هم به زبان عربى . خليفه شما شهيد مظلوم است . سوگند به كسى كه جانم در دست اوست اگر او را بكشيد ، بعد از او كسى مورد پيروى قرار نمىگيرد مگر از روى ترس . مردم در جواب عبد الله بن سلام گفتند : يهودى زاده ، او شكمت را سير كرده است و پشتت را پوشانده است . به خدا سوگند ، دو گوسفند و دو خروس در خانه‌ات يافت نمىشد . عبد الله بن سلام گفت : اما آن دو گوسفند و دو خروس را صدقه دادم و آن دو بز بزرگ در خانه‌ام مىباشند . در نهايت او را با سنگ زدند . عبد الله بن سلام به عثمان توجه كرد و گفت : آنان گمان مىكنند كه تو شكم مرا سير كرده‌اى و پشتم را پوشانيده‌اى . اى امير المؤمنين صبر پيشه كن ، سوگند به كسى كه جانم در دست اوست تو را در كتاب خدا چنين يافته‌ام كه خليفه شهيد و مظلوم هستى . مردم شروع به انداختن تير به سوى خانهء عثمان كردند ، در اين موقع تيرى به حسن بن على اصابت كرد . و از وى خون جارى گرديد . تيرى نيز به مروان خورد . و محمد بن طلحه نيز خون آلود شد . همچنين سر و صورت قنبر غلام على شكسته شد . محمد بن ابى بكر از اين كه حسن بن على زخمى شده است ، هراسان بود كه مبادا بنى هاشم به واسطهء اين موضوع وارد كار شوند و فتنه گسترش يابد .