ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
51
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
رحلت كرد ، و مردم با يكى از مهاجران نهگانه بيعت كردند . وقتى كه پيامبرشان را دفن كردند كارشان سالم بود گويى پيامبرشان هنوز در ميان آنان است . وقتى ابو بكر از زندگى خود مأيوس شد ، يكى از مهاجران را به عنوان خليفه برگزيد . وقتى عمر نيز در حال رفتن از اين دنيا بود ، در كار خود شك داشت كه چه كسى را به عنوان خليفه بر مسلمانان بگمارد . تا اين كه كار را به شورا سپرد و شش نفر از مسلمانان را براى اين كار برگزيد . آنان نيز يك نفر را از ميان خود برگزيدند . و در مورد او از هيچ نيكى كوتاهى نكردند ، تا اين كه مردم نيز با او بيعت كردند . گروه مهاجران ، بعد از شما كسى است كه اگر امروز او را از خود دور كنيد ، از شما خواهد گذشت . و در غير اين صورت وقتى كه بر كار خلافت دست يافت بر شما بسيار سخت خواهد گرفت . در آن زمان سنت رسول خدا ( ص ) را همچون درخت پوسيدهاى قرار خواهد داد . و همچون گذشته خونهايى ريخته خواهد شد ، پس فتنه را امروز سركوب كنيد از كسى كه شما را بر حذر داشتم دورى كنيد . على بن ابى طالب گفت : معاويه ، گويى منظور تو من هستم ، فرزند زن بدبو ، اين جا جاى تو نيست . معاويه گفت : از دختر عمويت در گذر ، او از زنان تو بدتر نيست . گروه مهاجران ، خلافت در دست شماست ، خداوند شما را به خلافت رسانده است و اهل آن هستيد . دو سرزمين مكه و مدينه جايگاه و منتهاى حق هستند . سوگند به خدايى كه جز او نيست اگر اين دو شهر از يك ديگر جدا شوند پيشى گيرندگان در ايمان باقى نمىمانند و سرزمينى براى اين دو سرزمين بر جاى نمىماند . لباس خلافت را بر تن خود خواهند پوشاند و حكومت و پادشاهى را در ميان دستان خود جابجا خواهند كرد . شما مهاجران در ميان مردم همچون خال سياهى هستيد ميان پيشانى گاو سفيد . شما به جان خليفهء خود افتادهايد در حالى كه روش زندگى شما اشرافى و خوابهايتان ديوانهوار شده است . هر نصيحت خيرخواهانهاى را قبول نمىكنيد ، صبر و تحمل در مقابل مقدارى از زشتى بهتر است از صبر و تحمل در مقابل همهء آن زشتى . حاضران از نزد عثمان بيرون رفتند ، ولى عثمان ، ابن عباس را نزد خود نگه داشت . عثمان گفت : پسر عمويم ، من هيچ كار زشت و ناپسندى از تو نديدهام ، تو آنچه را كه مردم ديدهاند ، ديدهاى . عقل و بردبارى تو باعث شد كه آنچه را آنان به من مىگويند ، نگويى . من دوست دارم آنچه را كه در انديشهء خوددارى در مورد من بيان كنى و مطمئن باش كه در امان هستى .