ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

385

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

فضل بن عياض مدتى به چهرهء هارون نگاه كرد و گفت : اين صورت زيبا فرداى قيامت مورد باز خواست قرار خواهد گرفت و مىبايد پاسخگو باشد . رشيد از نظر صورت زيباترين مردم و سخن آورترين و شيرين گفتارترين و عالم‌ترين بود . پس از آن فضل به موعظه و نصيحت هارون پرداخت ، تا اين كه هارون شديدا گريه كرد . ابن مبارك گويد ، هيچ كس را تا آن روز نديدم كه همچون هارون گريه كند . پس از آن فضل پليديها و زشتىهاى هارون و خاندان او را يادآور شد . فضل هيچ كارى را فرو گذار نكرد مگر اين كه بر آن كارها عيب گرفت . رشيد گفت : يا ابو الحسن ، آيا تو گناهانى ندارى كه ترس آن داشته باشى خداوند آنها را بر تو نبخشايد . فضل گفت : آرى . رشيد گفت : چه چيزى تو را بر من در مورد بخشش گناهان جلو انداخته است ؟ من بر دينى هستم كه خداوند نيكى را قبول مىكند و از گناهان در مىگذرد ، با اين وجود اگر من ميان خدا و چيزى ديگر واقع شوم ، حقا ، خداوند را برمىگزينم . خدا بر سخن من گواه است و بر نيت و ضمير من اطلاع دارد ، با اين وجود من در پى اصلاح مردم هستم و كوشش در راه جهاد خدا دارم ، امر به معروف مىكنم و نهى از منكر مىنمايم ، حال با اين وجود چه كسى سزاوارتر است تا مورد رحمت خداوند قرار گيرد ؟ فضل مدتى سكوت كرد و گفت : اميد دارم راهى كه ادامه مىدهى روشن باشد . هارون برخاست تا برود ، فضل گفت : يا امير المؤمنين ، من بيم آن دارم كه دانش‌هاى پيش از تو از بين برود چنان كه آنچه نزد ما بوده است از ميان رفته است . رشيد گفت : آرى ، اين چيزى است كه من گفته‌ام . زمانى كه رشيد به عراق رسيد ، نخستين كارى كه كرد ، آن بود كه به شهرها و سران لشكر چنين نوشت : كسى كه در ميان شما اذان مىدهد ، او را دريابيد ، براى او هزار دينار در نظر بگيريد . هر كس كه قرآن را جمع‌آورى مىكند و در پى علم است و مجالس علم را آبادان مىكند ، براى او دو هزار دينار در نظر گيريد . كسى كه قرآن را جمع‌آورى و روايت حديث مىكند ، و فقه مىآموزد و در آن استاد است براى او چهار هزار دينار در نظر بگيريد . ليكن همهء اين پاداش‌ها بايد در مقابل دادن امتحان در مقابل اهل علم و فضل باشد . علما و فقيهان بر اين كارها بايد نظارت كنند و شما نيز بايد سخنان آنان را بشنويد و پيروى كنيد ، چنان كه