ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

343

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

ميان بردار ، و با سليمان بن كثير هيچ گونه مخالفتى نكن ، ابو مسلم و يارانش به خراسان رفتند ، در آن جا جدال بالا گرفت . اختلاف ميان نصر بن سيار و كرمانى كه هر دو عامل مروان بودند وارد مرحله‌اى تازه شد . مردى نزد نصر بن سيار رفت و گفت : مروان آنچه را كه مردم در مورد او گمان مىكردند به سويى نهاده است . گاهى اميد دارد و گاهى آرزو ، به نظر مىآيد كارش به پايان رسيده است و خوارج به خود جرئت داده‌اند به او حمله كنند ، فردى همچون ثابت بن نعيم عليه او خروج كرده است ولى وى مشغول لهو و لعب است . اگر كار تو با كرمانى به وحدت و اتحاد گرايد بيم آن مىرود كه كارى بر خلاف نظر ما و شما به وجود آيد ، تو بزرگ و سالار عرب هستى ، به خدا سوگند روزى را مىبينم كه در اين شهر وقايعى دلخراش روى كند ، خبرهايى به گوش من رسيده است كه گمان مىكنم عقل‌ها فروكش كند . نصر بن سيار گفت : به خدا سوگند من هيچ گاه تو و نظرت را مورد اتهام قرار نداده‌ام ، ليكن اين سخنان را جايى بازگو نكن ، زيرا كسى اين سخن تو را نخواهد پذيرفت . كار ميان نصر بن سيار و كرمانى بالا گرفت و منجر به جنگ شد . مردان شيعه در دسته‌هاى هزار و دو هزار نفرى گرد آمدند ، و در مساجد اجتماع و يك ديگر را معرفى مىكردند . اين جريان به اطلاع نصر رسيد ، او انديشناك بود كه مبادا آنان به كرمانى بپيوندند . وقتى كار مردم بالا گرفت تحت امر ابو مسلم خراسانى گرد آمدند و دعوت خود را آشكار كردند . نصر بن سيار براى مروان نوشت : خاكستر به كنارى رفته و سرخى آتش آشكار شده است / بيم آن مىرود كه در اين كار ، ضررى نهفته باشد / آتش جنگ پس از دو بار سخن گفتن شعله‌ور مىشود / آغاز جنگ ، تنها سخن گفتن است / با شگفتى مىگويم ، اى كاش مىدانستم / آيا اميه ، خواب است و يا بيدار / اگر سخن گفتن آنان در موقع خواب است / بگو ، برخيزيد ، موقع برخاستن است / اى زن فرار كن ، از جايگاهت برو و بگو / در اين شرايط بايد فاتحه اسلام و عرب را خواند . مروان در پاسخ نصر بن سيار چنين نوشت : كسى كه حضور دارد چيزى را مىبيند ، كه شخص غايب نمىبيند . نصر وقتى كه نامهء مروان را خواند چنين گفت : همراه شما به آگاهيتان رسانيد كه از دست او هيچ كمكى بر نمىآيد در حالى كه ابو مسلم در حال نوشتن نامه براى گردآورى لشكر است تا با شما بجنگد .