ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
282
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
برگشت همهء سرزمينها تحت فرمان و اطاعت وى بودند . وى نيز در هر حال نامههايى براى عبد العزيز مىفرستاد و از پيروزيهاى خود او را با خبر مىساخت . وقتى كه پيروزيهاى موسى به اطلاع عبد الملك مىرسيد ، وى مىگفت : ابو الاصبع پيروزى گوارايت باد و همواره مىگفت : چه بسا چيزى را دوست نمىداريم ولى خداوند نيكى بسيار در آن قرار مىدهد . موسى در پى عياض و عثمان و عبيده فرزندان عقبه فرستاد و به آنان گفت : هر كس كه پدرتان را كشته است بكشيد . عياض ششصد مرد از كوچك و بزرگ آنان را كشت تا اين كه موسى براى وى پيام فرستاد ، ديگر بس است . عياض گفت : به خدا سوگند اگر مرا رها كنى هيچ يك از آنان را زنده نمىگذارم . رسيدن خبر پيروزيهاى موسى به عبد الملك بن مروان موسى پس از بازگشت از ميدان جنگ ، نزد عبد العزيز بن مروان رفت . پس از آن نزد عبد الملك بن مروان رفت . عبد الملك نيز مقدارى بر سهم او افزود . وقتى كه نزد عبد العزيز رفت ، عبد العزيز از موسى پرسيد : امير المؤمنين چه مقدار بر سهم تو افزود ؟ موسى گفت : فلان قدر . عبد العزيز گفت : من نصف آن مقدار بر سهم تو مىافزايم ، زيرا اگر عبد الملك با خبر شود اندوهگين مىشود . عبد الملك در نامهاى براى موسى ، بر سهم هر يك از خاندان و همراهان وى و لشكريان وى افزود و مقدارى از خمس را كه هر ساله براى عبد الملك مىفرستاد نيز بر وى بخشيد . موسى همچنين در مورد زرعة بن ابى مدرك ، نامهاى براى عبد العزيز فرستاد و به اطلاع وى رسانيد كه او چه مقدار در كار خود زحمت كشيده است . عبد العزيز نيز مقدارى بر سهم خود و خانوادهاش افزود . اين وقايع در سال 84 روى داد . جنگ موسى در دريا موسى در ماههاى رمضان و شوال در قيروان ماند و فرمان داد تا در تونس سرايى براى صنعتگران بسازند و مقدارى از دريا را به سوى آن سرا بكشند ، ولى مردم اين كار را دشوار ديدند ، و به او گفتند : اين كارى است كه توانايى آن را نداريم . موسى نزد مردى بربر رفت كه تازه ايمان آورده بود و روشى نيكو داشت . مرد بربر به موسى گفت : اى امير ، من 120 سال دارم ، پدرم برايم گفته است حاكم قرطاجنه وقتى